دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
همين كتابى كه ما شرحش دادهايم (نهج البلاغة)، در گواهى بر اين كه او در فصاحت، همپا ندارد و در بلاغت، بىرقيب است، بس است و براى تو همين كافى است كه از هيچ يك از فصيحان ديگر، يكْ دهم و يا يكْ بيستمِ آنچه از على ٧ گردآورى شده، گردآورى نشده است و در اين خصوص، آنچه ابو عثمان جاحظ [، از فصيحان و بليغان نامدار عرب،] در كتاب البيان والتبيين و ديگر كتابهايش در مدح على ٧ گفته، كافى است.
ابن ابى الحديد در ذيل نامه سى و پنجم نهج البلاغة نيز گفته است: به فصاحت بنگر كه چهسان زمام اختيار خود را به اين شخص داده و لگام خود را به ملكيت او درآورده است! شگفتا از اين كلمات منصوب! چگونه پى در پىِ هم مىآيند و چهسان از او فرمان مىبرند و جارى مىشوند، همچون زنجيرهاى روان، و بدون هيچ دشوارى و تكلّفى برون مىجهند، تا اين كه به آخر نامه مىرسد و مىگويد: «يوما واحدا ولا ألتقى بهم أبدا؛ يك روز با اينان به سر نمىبرم و هرگز ديدارشان نمىكنم».
تو و ديگر فصيحان، هر گاه نگارش نوشتهاى و يا بيان خطابهاى را شروع كنيد، قرينهها و فاصلهها، گاه مرفوع و گاه مجرور و گاه منصوب مىآيند و هر گاه بخواهيد كه به اجبار، بر يك نوع از اعراب، تأكيد ورزيد، اثر ساختگى بودن آن، روشن و علامت آن، واضح مىگردد.
اين نوع بيان، يكى از انواع اعجاز در قرآن است كه عبد القادر از آن، ياد كرده و گفته است: «به سوره نساء و سوره بعدىِ آن (سوره مائده) بنگر، كه در سوره اوّل، همه فواصل، منصوباند و در دومى، هيچ نصبى وجود ندارد و اگر يكى از دو سوره را با ديگرى درآميزى، با هم آميخته نمىشوند و هر گونه تركيب و تأليف بين آن دو كاملًا هويدا خواهد شد و از آن گذشته، فواصل هر يك از آن دو به روشى است كه طبق مقتضاى بيان، طبيعى است و هيچ گونه آثار ساختگى يا متكلّفانه بودن، در آنها ديده نمىشود».
آنگاه، به صفتها و موصوفها در اين بخش از نامه بنگر كه چگونه مىگويد: «ولدا ناصحا و عاملًا كادحا و سيفا قاطعا و رُكنا دافعا؛ فرزندى خيرخواه، عمل كنندهاى پُر تلاش، شمشيرى بُرنده، و تكيهگاهى نگهبان». اگر مىگفت: «فرزندى پر تلاش، و عمل كنندهاى خيرخواه، و ...» و جملههاى بعدى را نيز بدينگونه مىآورد، به هيچ وجه، درست و به جا نبود.