دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٧ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
على فصيحتر باشد، نتراشيده است.
٥٥٨٨. الإمامة والسياسة در يادكردِ آمدن ابن ابى مِحْجن به نزد معاويه: معاويه گفت: به خدا سوگند اگر همه زبانهاى مردم، گِرد آيند و يك زبان شوند، زبان على در برابر آنها بسنده است.
٥٥٨٩. مُروج الذَّهَب در يادكردِ پارهاى از سخنان على ٧: آنچه مردم از خطبهها (سخنرانىها) ى وى در ساير جاها گِرد آوردهاند، چهارصد و هشتاد و اندى خطبه است كه به بداهه ايراد كرده است و آن خطبهها، در زبان و عمل مردم، متداولاند.
٥٥٩٠. نثر الدرّ به نقل از محمّد بن حنفيّه، در توصيف على ٧: «هر گاه سخن مىگفت، پيشتاز بود، و هر گاه ضربه مىزد، مىبُريد».
اين، مثل كلام شخص ديگرى در توصيف اوست كه مىگفت: «على ٧، هر گاه سخن مىگفت، آخرين سخن را مىگفت، و هر گاه ضربه مىزد، نابود مىكرد».
٥٥٩١. شريف رضى در مقدّمه نهج البلاغة: ... پس از تأليف كتاب خصائصالأئمّة :، [گروهى از دوستان و برادران] از من خواستند كه به تأليف كتابى بپردازم كه در بر گيرنده گزيده سخنان مولايمان امير مؤمنان، در همه فنون و شاخههاى گوناگون آن، از قبيل خطبهها، نامهها، پندها و آداب باشد؛ چرا كه مىدانستند چنين كتابى در بر دارنده شگفتىهاى بلاغت، نكات بىنظير فصاحت، گوهرهاى زبان عربى و كلمات درخشنده دينى و دنيوى خواهد بود؛ چيزهايى كه گِرد آمدهْ در كلامى، و به طور فراگيرْ در كتابىيافت نمىشوند؛ چون امير مؤمنان، آبشخور فصاحت و سرچشمه بلاغت است.