دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
رحمتش پيشاپيش، كلامش تامّ، ارادهاش نافذ و فرمانش رساست ...".[١] آنگاه، به بداهه، خطبهاى بدون نقطه ايراد كرد كه آغازش چنين است:" سپاسْ خداى را كه شايسته ستايش و جايگاه هر ستايش است، و رساترين و شيرينترين و سريعترين و شريفترين و آشكارترين و والاترين و گرامىترين و سزاوارترين ستايش، از آنِ اوست ...".[٢]
هر دوى اين دو خطبه را در [كتاب خود:] المكنون و المخزون آوردهام.
و از سخنان اوست: «سبُكبار باشيد تا برسيد، كه رفتگان شما در انتظارِ ماندگان شمايند».
و از سخنان اوست: «آن كه دستِ يارى از خويشاوندانش شُست، يك دست يارى را از آنان باز داشت و دستان يارىرسانِ بسيارى از آنان را از خود بُريد، و آن كه با اطرافيانش نرمخويى كرد، دوستىِ آنان را هميشگى ساخت».
و از سخنان اوست: «هر كس چيزى را نداند، با آن دشمنى مىورزد» كه نظير اين سخن خداوند است كه فرمود: «بلكه چيزى راى دروغ شمردند كه به دانش آن، احاطه نداشتند».
و از سخنان اوست: «انسان در زير زبانش پنهان است؛ چون سخن گويد، آشكار مىشود» كه نظير اين سخن خداوند است كه فرمود: «و از آهنگِ سخن، به [حال] آنان پى خواهى برد».
و از سخنان اوست: «ارزش هر كس، به چيزى است كه خوب مىداند» كه نظير اين [سخن خداوند] است كه: «در حقيقت، خدا او راى بر شما برترى داده، و او راى در دانش و [نيروى] بدن، بر شما برترى بخشيده است».
و از كلام اوست: «قتل، قتل را كم مىكند» كه نظير اين [سخن خداوند] است كه: «شما راى در قصاص، زندگانى است».
٥٥٨٧. تاريخ دمشق: معاويه گفت: ما گفتگو مىكرديم كه تيغ، سر هيچ قريشىاى را كه از
[١] ر. ك: ص ٣٨١( خطبه بدون الف).
[٢] ر. ك: ص ٣٨٧( خطبه بدون نقطه).