دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - ٢/ ٣ ١ دريده شدن حجابهاى نور
تو روى گردانم، و از تو ترس داشته باشم و تو را مراقب خويش بدانم، اى شكوهمند و ارجمند!
٥٠١٧. امام على ٧ در وصف سالك راه خداى عز و جل: او خِردش را زنده كرده و نفْسش را كشته است، آن سان كه [جسم] سنگينش نزار و [خوى] خشنش نرم گرديد، و روشنايى پُر فروغى، برايش درخشيد، و راه را براى او آشكار ساخت، و او را راه بُرد، و از درى به درِ ديگر كشانْد تا او را به درِ سلامت و سراى اقامت رسانْد. پاهايش با آرامش تن، در جاى امن و راحت، ثبات گرفت به خاطر آنچه با دل خويشكرد و پروردگار خويشرا راضى گردانْد.
٥٠١٨. امام على ٧ در دعايى كه به نوف بِكالى آموخت: به آن نامت كه به وسيله آن، بر اولياى ويژهات ظهور يافتى و از اين رو، آنان، تو را يگانه دانستند و شناختند و تو را به حقيقت، عبادت كردند، از تو درخواست مىكنم كه خودت را به من بشناسانى تا بر پايه ايمان حقيقى به تو، به پروردگارىات اقرار كنم.
اى خداى من! مرا از آنانى قرار مده كه نام بدون معنا را مىپرستند، و در آن وقتى كه با گوشه چشمى بندگانت را مىنوازى، با گوشه چشم به من بنگر تا دلم به شناخت ويژه خودت و شناخت اوليايت نورانى گردد، كه تو بر هر چيزى توانايى.
٥٠١٩. امام على ٧: معناى «قد قامت الصلاة؛ نمازْ بر پا گرديد» در اقامه نماز، اين است كه هنگام ديدار و مناجات و برآورده شدن خواستهها و دست يافتن به آرزوها و رسيدن به خداى عز و جل و بزرگوارى و گذشت و بخشش و خشنودىاش فرا رسيده است.
٥٠٢٠. نور البراهين: كميل، بهعلى ٧ گفت: اى امير مؤمنان! حقيقت چيست؟
فرمود: «تو را با حقيقت چه كار؟».
گفت: اى امير مؤمنان! آيا من رازدار شما نيستم؟
فرمود: «آرى؛ امّا مىترسم كه آنچه از [علم] من بر تو مىتراود، افزون از گنجايش تو باشد!».