دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - ٥/ ٤ خفاش
دستِ داسگونه كه با آنها بگيرد.
كشاورزان، از او بر كِشتشان بيم دارند، و اگر همه گِرد آيند، براى دفع او توانمند نيستند تا كِشتشان را از بلاى ملخْ دفع كنند، و خواستههايشان را از آن كِشتْ بر آورده سازند، حالْ آن كه همه جثّه او به مقدار انگشتى باريك نيست.
٥/ ٤
خفّاش
٥٣٣١. امام على ٧: از جمله ظرافتهاى صنعت و شگفتىهاى آفرينش او، حكمتهاى نهفته در اين خفاشهاست كه به ما نشان داده است؛ خفّاشهايى كه نور كه گشاينده [ديده] هر چيزى است ديده آنها را مىبندد، و تاريكى شب كه ديده هر موجود زندهاى را مىبندد ديده آنها را باز مىكند؛
و اين كه: چگونه ديدگانشان توان آن را ندارد كه از خورشيد درخشان، نورى به چنگ آورد تا بدان، در رفت و آمدشان راه را بيابند، و در هنگام آشكار شدن نور خورشيد، خود را به آنچه مىخواهند، برسانند؟
و اين كه: چگونه خداوند با درخشش نور خورشيد، آنها را از رفتن به جاهايى كه جلوهگاهِ آفتاباند، بازداشته است و آنها را در آشيانههايشان، از رفتن به جايى كه پرتوهاى خورشيد مىدرخشند، پنهان نموده است؟
از اين رو، در روز، پلكها را بر حدقه مىنهند، و شب را چراغى مىشمارند كه به آن، براى جستجوى روزى، راه مىجويند، و تاريكى شب، ديدههاى آنها را كور نمىكند، و تيرگى بسيار آن، آنها را از رفتنْ باز نمىدارد، و آنگاه كه خورشيد، نقاب از صورت افكنْد و روشنايى روزْ آشكار شد و پرتو نور آن به لانه سوسمارها تابيد، پلكهاى خود را بر هم مىنهند و به آنچه در تاريكى شب به دست آوردهاند، بسنده مىكنند.
منزّه است خدايى كه شب را براى آنها، روز و وسيله روزى قرار داده، و روز را مايه آرامش و قرار آنها نموده است، و بالهايى از گوشت براى آنها نهاده كه به وسيله آنها، به هنگام نيازمندى پرواز مىكنند؛ بالهايى كه گويى لاله گوشاند، بدون پر و استخوان. با اين حال، جاى رگها را در آنها آشكار مىبينى.