احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٧ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
بنظم و ترتيب كلمات وارد نيستند.
حسن گفته است يعنى قرآن را تكذيب كردند با اينكه اطلاعى از بطلان آن نداشتند.
بعضى گفتهاند يعنى تكذيب مطالب قرآن را كردند مانند بهشت و جهنم و قيامت و حشر و نشر و ثواب و عقاب در باره آيه ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ مىنويسد: جمله استفهامى است و در مقام ترسانيدن و وحشت است چنانچه انسان در مورد كسى كه معتقد است آينده وخيمى دارد باو مىگويد مىدانى چه جنايتى بخود روا مىدارى. حضرت باقر (ع) فرمود منظور عذابى است كه در آخر الزمان بر تبهكاران مسلمانها نازل مىشود.
أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ اين جمله نيز استفهام انكارى است و معنى چنين است آيا وقتى عذاب مقدر بر شما نازل شد آن وقت ايمان به خدا يا قرآن و يا عذابى كه انكار داشتيد مىآوريد بعد به آنها گفته مىشود حالا ايمان آورديد با اينكه قبلا آنها را مسخره مىكرديد.
در باره آيه قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ مىنويسد: فضل خدا اسلام است و رحمت او قرآن بعضى عكس اين را گفتهاند حضرت باقر فرمود فضل خدا پيامبر اكرم و رحمت او على بن ابى طالب (ع) است اين مطلب را كلبى از ابو صالح از ابن عباس نقل كرده.
در باره آيه فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا مىنويسد: منظور چيزهائى است كه حرام نمودهاند مانند بحيره و سائبه و وصيله و حام و ديگر چيزها.
و در باره آيه وَ لا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ يعنى تو را اندوهگين نكند سخن نابجاى آنها مانند اينكه مىگويند ساحر يا ديوانه است.
وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ لفظ (ما) در اين آيه دو احتمال دارد، يكى اينكه بمعنى چه چيز و ماى استفهاميه باشد بجهت زشت شمردن كار آنها وجه دوم اينكه (ما) نافيه باشد يعنى پيروى نمىكنند شريكان را در حقيقت.
وجه سومى نيز محتمل است كه ما به معنى الذى و موصول باشد و محلا منصوب باشد بواسطه عطف به (من) و در واقع معنى چنين مىشود كسى كه پيروى بتها را مىكند، و بتهائى كه در مقابل خدا تراشيدهاند هر دو شريكند.
و در باره آيه وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ يعنى من عهدهدار نجات شما از هلاكت نيستم در صورتى كه خود مواظبت نكنيد و منظور اينست كه مأموريت من فقط تبليغ است نه اينكه شما