احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٦ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
مشركين نيز دو دستهاند يك دسته براى خدا شريك مخالف و ضد معتقد هستند مانند ثنويها و مجوس، باز آنها اختلاف دارند گروهى مىگويند شريك خدا قديم و ازلى است مانند مانويها و گروهى معتقدند بشر يكى آفريده شده هستند مانند مجوس. دسته ديگر براى او شريك در ملك و حكم قائل نيستند فقط شريك در عبادت قائلند كه او واسطه بين خدا و آنها مىشود كه اين گروه به نام اصحاب متوسطات، ناميده شدهاند باز اينها چند فرقه هستند بعضى وسائط بين خود و خدا را اجرام سماوى مانند خورشيد و ماه قرار دادهاند و برخى از اجسام سفلى مانند بتها. خدا منزه است از اعتقاد انحرافى اين منحرفين.
در باره آيه أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى مىنويسد: بتها نه هدايت شدهاند و نه هدايت مىكنند احدى را زيرا آنها مرده و جماد هستند از سنگ و چوب ولى سخن در اين مقام قرار گرفته كه آنها اگر هدايت شوند هدايت مىيابند چون وقتى مردم از آنها به نام خدا ياد مىكنند تعبير از چيز با عقل و فهم است و نسبتى كه مىدهند همان نسبتى است كه به عقلاء مىدهند گرچه واقعا اين طور نباشد با دقت در اين آيه مطلب ثابت مىشود إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ كسانى را كه به جز خدا مىپرستيد بندگانى همچون شمايند و اين آيه فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها همچون آيه إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ نسبتهائى كه به آنها داده شده نسبت كسى است كه داراى علم و فهم است.
بعضى گفتهاند منظور ملائكه و جن هستند و برخى را عقيده اينست كه منظور فرمانروايان گمراه آنها هستند كه دعوت به كفر مىنمايند. گفتهاند منظور از آيه لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى يعنى حركتى ندارند مگر محركى آنها را حركت دهد.
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ يعنى تكذيب كردند چيزى كه از تمام جهات به آن اطلاع ندارند، زيرا در قرآن مطالبى است كه مىتوان با دليل از آن اطلاع پيدا كرد ولى احتياج به تفكر دارد يا مراجعه به پيامبر در كشف منظور آيه مانند متشابهات. ولى كفار چون معنى ظاهر آيه را درك نكردند آن را تكذيب نمودند.
بعضى مىگويند منظور اينست كه اطلاع از نظم و ترتيب قرآن ندارند همان طور كه مردم كلمات و معنى اشعار را مىفهمند ولى خودشان نمىتوانند مانند آن شعرها بگويند چون