احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٠ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
آسمان عنايت كرده كه مجراى آن زير عرش است بر آن يك ميليون قصر است يك خشت از طلا و يك خشت از نقره خار و خاشاك آن زعفران است و سنگريزه آن در و ياقوت است و زمينش از مشك سفيد اين براى من و امتم بهتر است و اشاره به همين است آيه شريفه إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ گفتند صحيح است اين مطلب در تورات نوشته شده و اين نهر بهتر از آن است پيامبر اكرم ٦ فرمود اين سومى.
گفتند ابراهيم بهتر از تو است فرمود به چه دليل گفتند زيرا خداوند او را خليل خود قرار داده فرمود اگر ابراهيم خليل خداست من حبيب خدايم. پرسيدند چرا تو را محمد ناميدهاند فرمود مرا خداوند محمد ناميده و اسم مرا از اسم خود جدا نموده او محمود است و من محمد و امت من حامدند يهودان گفتند صحيح است اين بهتر از آن است، فرمود اين چهارمى.
گفتند: عيسى بهتر از تو است فرمود براى چه؟ گفتند زيرا عيسى بن مريم روزى در گردنههاى بيت المقدس بود شياطين آمدند تا او را بردارند خداوند جبرئيل را مامور كرد تا بال خود بر چهره شياطين بزند و آنها را در آتش اندازد. با بال خود زد و آنها را در آتش افكند.
پيامبر اكرم ٦ فرمود به من بهتر از او عنايت كردهاند گفتند چه چيز؟ فرمود روز جنگ بدر از پيكار با مشركين برگشتم بسيار گرسنه بودم وارد مدينه كه شدم زنى يهودى به استقبال من آمد و بالاى سر خود تغارى داشت و در آن بزغالهاى را بريان كرده بود و مقدارى نيز شكر به همراه خود آورده بود گفت خدا را سپاس كه به سلامت برگشتى و بر دشمن پيروز گرديدى من نذر كرده بودم اگر از اين جنگ به سلامت و با غنيمت برگشتى اين بزغاله را بكشم و آن را بريان كنم و برايت بياورم. من از استرم به نام شهباء پائين آمدم. همين كه دست بردم كه از آن گوشت بريان بخورم خداوند او را به سخن درآورد و روى چهارپا ايستاد و گفت يا محمد مرا نخورى كه مسموم هستم گفتند راست مىگويى اين بهتر از آن است پيامبر اكرم ٦ فرمود اين پنجم.
گفتند يكى ديگر مانده بعد حركت مىكنيم فرمود بگوئيد گفتند سليمان بهتر از تو است پرسيد به چه دليل؟ گفتند چون خداوند براى او شياطين انس و جن و باد و حيوانات را مسخر گردانيده بود.