احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧١ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ*. بگو من هم انسانى مثل شما هستم غذا مىخورم و در بشريت همانند شمايم جز اينكه خداوند مرا به پيامبرى برگزيده چنانچه بعضى را ثروتمند و برخى را تندرست و يكى را جمال مىدهد و به بعض ديگر نمىدهد نبايد انكار نبوت مرا نيز بكنيد. چون به شما اين امتياز را نبخشيده.
اما آنچه گفتى كه پادشاه روم و فرمانرواى ايران پيك و فرستادهى خود را از ثروتمندان كه داراى قصرها و خانهها و باغها و غلام و كنيزها هستند، انتخاب مىكنند و خدا از همه آنها برتر است چون اينها بنده اويند.
بايد بدانى كه اختيار در دست خدا است به دستور و عقيده و نظر تو عمل نمىكند و نه به آنچه تو صلاح بدانى بلكه هر چه او خود صلاح بداند و تصميم بگيرد انجام مىدهد و در كارهايش جاى هيچ اعتراضى نيست.
خداوند پيامبرانش را فرستاد تا مردم را به دين متمايل كنند متوجه خدا نمايند و تمام شبانهروز خود را در راه پرورش افكار با زحمت و مشقت از هيچ خدمتى فروگذارى ننمايند.
اگر داراى قصرها باشد كه درون آنها جاى بگيرد و خدمتكاران، مردم را از رسيدن به خدمت او باز دارند مگر نه اينست كه رسالت از بين مىرود و كارها به كندى مىگذرد. مگر تو خود نمىبينى وقتى پادشاهان در پشت پردههاى قصرها جاى مىگيرند چگونه فساد و كارهاى زشت شيوع پيدا مىكند دور از ديد آنها و اطلاعى هم حاصل نمىنمايند.
فرمود اى بنده خدا مرا بدون ثروت خداوند برانگيخت تا به شما قدرت و نيروى خويش را بشناساند و بدانيد كه او ياور من است و شما قدرت كشتن او را نداريد و نمىتوانيد جلوى گسترش دين او را بگيريد، اين خود مطلبى است آشكار از نيروى خدا و ضعف و ناتوانى شما.
به زودى مرا بر شما پيروز خواهد كرد. شما را مىكشم و اسير مىنمايم. مرا بر شهر و ديار شما مسلط خواهد كرد و مؤمنين فرمانرواى اين ديار مىشوند و شما و دوستانتان را قدرت مقابله نيست.
اما آنچه گفتى كه اگر پيامبر مىبودم با من فرشتهاى بود كه شما او را مشاهده مىكرديد