احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٩ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
فرزندى براى او بوجود آورد.
اگر منظور شما از فرزندى همان زايمان باشد كه در فرزندان خود مشاهده مىكنيد كه از مادر متولد مىشوند با نزديكى پدر و مادر اين عقيده كفر است و خدا را تشبيه به مخلوق نمودهايد و صفات موجودات را به او دادهايد در اين صورت بايد او خود نيز آفريده شده باشد و او را خالق و صانعى باشد.
گفتند منظورمان اين نيست زيرا چنين عقيدهاى همان طور كه تذكر دادى كفر است ولى ما معتقديم پسر خدا است به اين معنى كه داراى چنين مقام و موقعيتى است گرچه ولادت و زايمان هم در بين نباشد چنانچه دانشمندان ما يكى را كه مىخواهند بر ديگرى امتياز بخشند و او را احترام نمايند مىگويند پسر من است بدون اينكه ولادت در كار باشد و با هم نسبت و خويشاوندى ندارند عزير را نيز خداوند بواسطه مقامش فرزند خود گرفت نه اينكه از او متولد شده باشد.
پيامبر اكرم فرمود در اين صورت چنانچه قبلا توضيح دادم موسى به اين مقام از او شايستهتر است اين اعتراف بيشتر موجب رسوائى و مغلوب شدن شما مىگردد علاوه بر اينكه استدلال شما موجب مىشود مقامى بالاتر از فرزندى را نيز بپذيريد زيرا گفتيد بزرگان شما يك نفر اجنبى را كه با او خويشاوندى ندارند از روى احترام مىگويند فرزند من است. آنها به اجنبى ديگرى هم مىگويند اين برادر من است و يا بزرگتر و پدر من است و يا آقا و سرور من است تمام اين انتسابها از جهت احترام و عظمت است هر چه بيشتر احترام داشته باشد مقامى بالاتر مىدهند.
در اين صورت بايد موسى برادر يا بزرگتر يا پدر و سرور خدا باشد زيرا او را از عزير بيشتر محترم مىدارد به اين مقام مفتخرش مىنمايد و مىگويد سرورم يا آقاى من عمو جان يا فرمانرواى من شما تجويز مىكنيد موسى برادر يا بزرگتر يا عمو و رئيس يا سيد و آقا و امير خدا باشد.
يهودان در جواب فروماندند گفتند ما را مهلت ده تا در اين مورد انديشه كنيم و جواب تهيه نمائيم فرمود شما مهلت داريد مشروط بر اينكه انصاف را از دست ندهيد تا خدا هدايتتان نمايد.