احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٦ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
: از اين كار نهى كردهاند فرمود بطور كلى نهى كردهاند آنچه مورد نهى قرار گرفته جدال و بحث و مناظرهايست كه از طريق احسن نباشد اين آيه را توجه نمىكنيد كه مىفرمايد وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ جدال با اهل كتاب نكنيد مگر از طريق احسن. و اين آيه ديگر ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ».
پس جدال از طريق احسن را دانشمندان جزء دين قرار دادهاند ولى جدال غير از اين راه حرام است و خداوند آن را بر شيعيان ما حرام نموده چگونه خداوند مطلق بحث و مناظره را حرام مىكند با اينكه مىفرمايد وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.
خداوند در اين آيه نشانه صحت و درستى ادعا را دليل و برهان قرار داده مگر مىتوان دليل آورد جز در موقع بحث و مناظره از راه احسن.
يكنفر گفت يا ابن رسول الله جدال از راه صحيح و غير صحيح كدام است؟
فرمود اما جدالى صحيح نيست كه با ياوهسرائى به بحث بپردازى او دليلى باطل اقامه نمايد ولى تو با دليلى كه خداوند به حق در مقابل او قرار داده باطلش را رد نكنى فقط انكار كنى حرف او را يا منكر يك واقعيت و ادعاى صحيحى بشوى كه او كمك براى اثبات ادعاى باطل خود گرفته از ترس اينكه مبادا اين واقعيت تو را در ادعايت مغلوب نمايد چون نمىدانى چگونه از چنگ او رهائى يابى اين چنين مناظرهاى بر شيعيان ما حرام است كه موجب تشويش خاطر ضعفاى برادران خود شوند و ياوهسرايان فرصت يابند زيرا ياوهسرايان و مدعيان باطل ضعف او را دليل بر صحت مدعاى باطل خود مىگيرند و ضعيفان از برادرانتان در چنين گير و دارى دلگير مىشوند چون مىبينند اعتقاد صحيح آنها در چنگ يك ياوهسرا تضعيف گرديد.
اما مناظره احسن همان مناظرهايست كه خداوند پيامبرش را مامور مىكند تا با كسانى كه منكر قيامت و حشر و نشرند بنمايد خداوند از قول آنها نقل مىكند: وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ براى ما مثلى زد ولى آفرينش خود را فراموش كرده بود. گفت چه كس اين استخوان پوسيده را زنده مىكند.