احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - بخش دوم آنچه از معصومين
شوند به آنچه خداوند بر موسى نازل نموده راجع به تصديق حضرت محمد ٦ از روى ستم أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ فرمود كفر آنها بواسطه ستم و حسادتشان بود بر آنچه از مقام پيامبر اكرم ٦ به او عنايت نموده و آن قرآن است كه نبوت پيامبر در آن بيان شده و دليل نبوت و معجزه آن حضرت است.
سپس فرمود فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ يعنى برگشتند در حالى كه خشم از خدا آنها را فرا گرفته بود پشت سر آن خشم ديگرى، غضب اول هنگامى بود كه عيسى را تكذيب نمودند و خشم دوم هنگامى بود كه محمد ٦ را تكذيب نمودندى گفته است غضب اول اين بود كه آنها را ميمون كرد و به زبان عيسى ايشان را لعنت نمود و غضب دوم هنگامى بود كه شمشيرهاى حضرت محمد ٦ و يارانش بر پيكر ايشان وارد شد تا به خوارى آنها را كشانيد يا به خواست خود اسلام پذيرفتند و يا با كمال خوارى به پرداخت جزيه محكوم شدند.
١١- تفسير امام- وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ امام ٧ فرمود وقتى به اين يهودان گفته شود ايمان بياوريد به آنچه خداوند بر محمد ٦ نازل نموده كه عبارتست از قرآنى كه حلال و حرام و فرائض و احكام در آن وجود دارد قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَيْنا ما ايمان مىآوريم به آنچه بر خودمان نازل شده يعنى تورات وَ يَكْفُرُونَ بِما وَراءَهُ و بجز تورات به ديگر چيزها كافر هستيم وَ هُوَ الْحَقُ آنچه اين يهودان مىگويند كه قرآن غير از آن است يك واقعيت است زيرا قرآن ناسخ است كتابهاى پيشين را خداوند مىفرمايد قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ بگو پس چرا پدرانتان پيامبران را مىكشتند إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر ايمان به تورات داشتيد زيرا در تورات كشتن انبياء حرام شده همين طور شما ايمان به پيامبر اسلام و آنچه بر او نازل شده نياوردهايد خداوند پيمان گرفته كه به هر دو ايمان بياورند. ايمان به يكى از اين دو را بدون ديگرى نمىپذيرد.
١٢- تفسير امام- أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ امام ٧ فرمود حضرت امام على النقى فرمود يعنى تصميم داريد اى كفار قريش و يهودان كه درخواست كنيد معجزهاى را كه نمىدانيد به صلاح شما است يا ضررتان كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ چنانچه از حضرت