احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٢ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
جايگزين نمود كه با او كمال انس و مجالست را پيدا كردند و حيله آنها به گريبان خودشان برگشت خداوند زندگى بسيار خوش به عبد الله عنايت كرد به واسطه ايمانى كه به پيامبر و دوستى كه با امير المؤمنين على ولى الله ٨ داشت.
آيه أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ امام عسكرى (ع) فرمود حضرت باقر (ع) فرمود خداوند در اين آيه توبيخ و سرزنش مىكند اين يهودانى را كه جريان آنها را ذكر كرديم و ناصبىهائى كه پيمانشكنى كردند ميفرمايد أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً هر زمان پيمانى بستند و تاكيد نمودند كه مطيع محمد و على باشند و فرمانبردار و شكيبا در اين راه باشند گروهى از آنها پيمانشكنى مىكنند خداوند مىفرمايد بلكه اكثر آنها ايمان ندارند در آينده و توبه نخواهند كرد با مشاهده آيات و ديدن معجزات.
پيامبر اكرم ٦ فرمود مردم از خدا بپرهيزيد و در راه فرمان پيامبر اكرم ٦ پايدار باشيد راجع به توحيد و ايمان به نبوت محمد رسول ٦ و اعتقاد به ولايت على ولى الله (ع) مبادا شما را نماز و روزه و عبادتهاى گذشته بفريبد و آنچه به شما سود مىبخشد وفا نمودن به عهد و پيمان است اگر وفا كرديد نسبت به شما وفا خواهد شد و مورد محبت قرار مىگيريد و هر كه پيمانشكنى كند به ضرر خود او است خداوند انتقامگيرنده از او است و اعمال شما در آخر آن معلوم خواهد شد اين وصيت پيامبر ٦ است براى همه اصحابش و همين سفارش را نموده هنگامى كه روانه غار شد.
١٧- تفسير امام عسكرى (ع)- وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تا اين آيه لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ حضرت عسكرى مىفرمايد كه امام صادق (ع) فرمود وقتى يهودان و ناصبىها را پيامبرى از جانب خدا مىآيد كه تصديق مىكند آنچه دارند و مشتمل بر فضيلت محمد و على و لزوم ولايت آن دو ولايت دوستان آنها و دشمنى با دشمنانشان است گروهى از اهل كتاب، كتاب خدا را پشت سر مىاندازند و عمل به كتاب خدا را ترك مىكنند و نسبت به حضرت محمد ٦ در نبوت و على (ع) در ولايت و امامت حسد مىورزند و انكار فضائل آنها را مىنمايند مثل اينكه اطلاعى ندارند و طورى برخورد مىكنند مانند كسى كه اطلاعى ندارد با اينكه كاملا مطلع هستند كه راه و ادعاى آنها بر حق است اين يهودان و ناصبىها پيروى مىكنند از آنچه شياطين ميخوانند بر ملك سليمان و گمان ميكنند كه سليمان با اين سحر و جادو و نيرنگ بازىها رسيده به آن قدرت عظيم