احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١٧ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
مىدانم هيچ كارم نخواهد شد تا معلوم شود براى آنها كه فريب تو را خوردهاند كه پسر من به دعاى او شفا پيدا نكرده.
پيامبر اكرم ٦ فرمود اى يهودى از خدا بپرهيز و قدر عافيت و سلامتى را بدان مبادا خود را دچار بلا كنى و به استقبال بلا و گرفتارى به روى اين نعمت را با تشكر و سپاسگزارى پاسخ بده هر كه كفران نعمت نمايد از او گرفته مىشود و هر كس سپاسگزار باشد به او افزايش مىدهند.
يهودى گفت يكى از شكرهاى نعمت خدا تكذيب دشمن دروغگوى خدا است من مىخواهم با اين كار به پسرم بفهمانم كه شفاى او به شما هيچ ربطى ندارد و خوبشدنش بواسطه دعاى على دوست شما نبوده.
پيامبر اكرم ٦ تبسمى نموده فرمود بسيار خوب تو مىگوئى شفاى فرزندت به دعاى على نبوده بلكه هنگام شفاى او مصادف با دعاى على گرديده، اكنون اگر على بر تو نفرين كند و مبتلا به بلا بشوى خواهى گفت گرفتارى بلاى من مصادف با نفرين او شده است؟
يهودى گفت نه اين حرف را نمىزنم زيرا من بدين وسيله استدلال مىكنم بر دشمن خدا و همين نيز دليلى از طرف او براى من است خداوند هرگز در چنين موردى دعاى دشمن خود را مستجاب نخواهد كرد كه در اين صورت بندگان خود را فريفته كه دعاى مدعى دروغى را اجابت نموده است.
پيامبر اكرم ٦ فرمود اكنون نيز نبايد دعاى على را در مورد شفاى فرزندت مىپذيرفت چنانچه ادعا مىكنى در باره تو نمىپذيرد و كارى نمىكند كه موجب اشتباه بندگان خدا شود و تصديق دروغگو را بنمايد. مرد يهودى متحير شد زيرا شبهه او باطل گرديد باز گفت اگر راست مىگويد على اين كار را نسبت به من انجام دهد.
پيامبر اكرم ٦ به على (ع) فرمود يا ابو الحسن اين كافر جز سرپيچى و تمرد راه ديگرى را نمىپذيرد اينك از خدا بخواه آنچه او پيشنهاد مىكند و بگو خدايا او را مبتلا به بيمارى فرزندش بفرما. امير المؤمنين (ع) همين نفرين را نمود و مرد يهودى به درد فرزند خود مبتلا گرديد و دچار جذام و برص شد شروع كرد به داد و ناله زدن و مىگفت يا محمد ٦ فهميدم راست مىگويى مرا ببخش.
پيامبر اكرم ٦ فرمود اگر خدا بداند تو راست مىگويى نجاتت مىبخشد ولى او