احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٦ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
به چيزى نموده كه دليل نيست و مردم را در راه انديشه و دين فريفته است پيامبر مقامش بالاتر و بزرگتر از چنين كارها است.
بعد فرمود: اما سخن تو كه گفتى آسمان بر سر ما سنگ ببارد چون در اين آيه تصريح شده است:
وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ با فرو ريخت آسمان نابود مىشويد و مىميريد، تو با اين تقاضا مىخواهى كه پيامبر سبب هلاك و نابوديت شود او مهربانتر از اين حرفها است. تو را نمىكشد ولى دليل و برهان برايت مىآورد، تا حجت بر تو تمام شود استدلال خدا براى اثبات نبوت پيامبر بستگى به درخواست مردم ندارد چون آنها نادانند و چيزى را مىخواهند كه صلاحشان نيست و انجام آن موجب تباهى است گاهى نيز درخواستهاى متضاد دارند كه انجام همه آنها محال است. خداوند طبيب و راهنماى شما است هرگز برنامهاى كه مستلزم محال باشد به اجرا نمىگذارد.
پيامبر اكرم ٦ فرمود: هيچ ديدهاى طبيبى به دلخواه مريض دوا بدهد؟
آنچه براى مريض صلاح باشد انجام مىدهد. چه او بخواهد يا نخواهد. شما مريض هستيد و خداوند طبيب شما است اگر دوايش را پذيرفتيد شفا مىدهد شما را و اگر تمرد جستيد بيمارتان مىكند.
از اينها گذشته تو هيچ ديدهاى كسى بر ديگرى ادعاى حقى بنمايد حاكم و قاضى از او دليلى به دلخواه و نظر مدعى عليه بخواهد (يعنى كسى كه مثلا بدهكار است بگويد اگر فلان دليل را آورد من حقش را قبول مىكنم).
اگر چنين كارى صحيح باشد ادعا و حق هيچ كس ثابت نخواهد شد و بين مظلوم و ظالم و راستگو و دروغگو فرقى نخواهد بود.
سپس فرمود: اين سخن تو كه گفتى يا خدا را با ملائكه جلو ما حاضر كنى بطورى كه آنها را مشاهده كنيم اين درخواست تو محال است جاى هيچ شك و شبههاى نيست. خداوند كريم مانند آفريدهها نيست كه بيايد و برود و حركت كند و روبروى چيزى بايستد كه او را بياورند اين محال است. چنين چيزى از صفات بتهاى ضعيف و ناقص است كه نمىشنوند و نمىبينند و درك ندارند و براى شما و ديگرى ذرهاى سود ندارند.