احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٥ - بخش دوم آنچه از معصومين
كه از دنيا رفتند مردم از مردن ايشان غمگين شدند شيطان پيش آنها آمد و مجسمههاى آنها را ساخت تا به آنها انس بگيرند وقتى زمستان شد آن مجسمهها را بردند ميان خانهها آن قرن گذشت در قرن بعد ابليس پيش آنها آمد و گفت اينها خدايانى بودند كه آباء شما آنها را مىپرستيدند. بت پرست شدند و گروه زيادى گمراه گرديدند نوح آنها را نفرين كرد هلاك شدند لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً گفت ود بتى بود متعلق به قبيله كلب و سواع مال هذيل بود و يغوث متعلق به مراد و يعوق مربوط به قبيله همدان و نسر مال حصين.
آيه قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ يعنى كسى مرا پناه نمىدهد از كيفر خدا اگر آنچه مامورم ابلاغ كنم پنهان نمايم وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً يعنى جز او پناهگاهى ندارم إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ مگر برسانم آنچه مامورم راجع به ولايت على بن ابى طالب (ع) وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ هر كه مخالفت خدا و پيامبر را بنمايد در مورد ولايت على (ع) فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً.
١٤٧- تفسير قمى- يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ يعنى پيامبر كه جامه به خود پيچيده بود مدثر يعنى متدثر است قُمْ فَأَنْذِرْ گفت آن قيام پيامبر است در رجعت كه مىترساند آيه وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ يعنى جامهات را بالا بزن گفته مىشود شيعتنا يطهرون يعنى جامههاى خود را كوتاه مىكنند وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ از پليديها بپرهيز و در روايت ابى الجارود است از حضرت باقر (ع) در آيه وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ يعنى عطا را نبخش به اميد اينكه بيشتر بگيرى.
توضيح اين مطلب كه فرمود شيعتنا يطهرون شايد منظور اينست كه لباس كنايه از شيعه است كه پيامبر ٦ امر به پاك شدن آنها از گناهان و اخلاق بد مىكند چنانچه فرمودهاند در مورد شيعيان در چند جا انتم الشعار دون الدثار شما لباس تن ما هستيد نه لباس رو (يعنى چسبيده به ما هستيد).
١٤٨- تفسير قمى- آيه ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً اين آيه نازل شده است در باره وليد بن مغيره كه يكى از پير مردان سياستمدار عرب بود و از جمله مستهزئين و مسخرهكنندگان پيامبر ٦ به شمار مىرفت آن جناب در كنار حجر الاسود مىنشست و قرآن مىخواند قريش پيش وليد بن مغيره آمدند و گفتند يا ابا عبد الشمس آنچه محمد ٦ مىگويد چيست شعر است يا كهانت و يا خطبه است گفت اجازه بدهيد تا من