عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٢ - نعمت دستگاه گردش خون
خونى كه وارد كليهها مىشود، ممكن است داراى املاح سديم، منيزيوم و فسفات به مقدار زيادترى باشد، كليهها املاح مذكور را تحت كنترل قرار مىدهند و مقدار هر كدام از آنها را محدود مىسازد، هنگامى كه خون، كليهها را ترك مىكند به طور دقيق هر مقدار ملح معدنى كه طرف احتياج اعضاى بدن است و لزوما بايد آن املاح را داشته باشد همراه خود برده به سلولها مىرساند.
مايعات عصبى كه از مغز به حركت مىآيند به جدار عضله شريانها فرمان سست گشتن مىدهند و دريچههاى انتظام جريان خون، باز و بسته مىشود؛ مثلا شخصى كه كنار حوض آبى در مقابل آفتاب دراز كشيده باشد، جريان خون او تقريبا آرام است و موىرگهاى او خالى هستند؛ زيرا سلولها موقعى كه شخص راحت و آرام است، احتياج زيادى به نيرو ندارند.
به محض اين كه شخص داخل آب شود فورا مركز محركه اعصاب و عروق به فعاليت مىافتند و عضلهها گلوكز خود را مىبلعند و مىكوشند رسوب گاز كربنيك را به سرعت دفع كنند.
براى كنترل جريان خون، مراكز فرعى ديگرى هم وجود دارد از جمله يكى در قسمت بالاى شكم كه شبكه عصبى مىباشد، اگر ضربهاى به اين ناحيه وارد آيد، آن شبكه نازك به كلى از هم پاشيده و رگهاى مويين خون در شكم منبسط مىشوند و آنقدر خون جذب و بلع مىكنند كه مغز از داشتن خون محروم مىماند و حالت بيهوشى به مصدوم دست مىدهد.
يك شخص بالغ، مقدار خون او در حدود شش الى هفت ليتر است كه آن مقدار خون تقريبا داراى سى هزار ميليارد گلبول قرمز است.
اين گلبولها در مغز استخوان به عمل مىآيند و در هر دقيقه، هفتاد و دو ميليون گلبول به موازات هم بهوجود مىآيند و از بين مىروند و دوره زندگى متوسط