عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٢ - نعمت باران
ما تاكنون به شناخت نعمتها و صاحب نعمتها اقدام نكردهايم، معرفت ما نسبت به نعمتها و خالق و معطى آن بسيار كم است، از اين جهت ما در مصرف نعمتها در بسيارى از اوقات دچار گناه و معصيت شدهايم، هم اكنون با مطالعه اين صفحات بياييد از حضرت حق، عذر خواسته و به پيشگاه وجود مقدس او رو آورده و از حضرتش به طور جدى توفيق توبه بخواهيم و در محضر آن جناب چنانكه اين فقير بال و پر شكسته و گنهكار دل خسته به عنوان مناجات عرض ادب كرده عرض ادب كنيم:
|
يا رب بنواز اين گدا را |
محروم مكن تو بىنوا را |
|
|
اى نور دل سياه عاصى |
از نامه من بشو معاصى |
|
|
رحمى تو بر اين غريب خسته |
اين خسته زار دل شكسته |
|
|
ازديده من سرشك جارى است |
سرمايه من اميد و زارى است |
|
|
اى روشنى دو ديده دل |
اى بر دل من غم تو حاصل |
|
|
اى خاك درت سراى جانم |
از ياد تو زنده شد روانم |
|
|
از لطف و كرم بگير دستم |
از باده عشق كن تو مستم |
|
|
اى عشق تو مايه دل و جان |
از عشق روان و دل بسوزان |
|
|
در رحمت خود بده پناهم |
رحمى بنما به سوز و آهم |
|
|
گر آتش آه من فروزد |
يكجا همه هستىام بسوزد |
|
|
لطفى به اسير كوى خود كن |
روى دل من به سوى خود كن |
|
|
محتاج تو در كجا كند رو |
محروم شود رود بههر سو |
|
|
من در غم تو كشيدهام رنج |
در مخزن دل غم تو شد گنج |
|
|
اى محور عشق قلب مسكين |
عشق تو مراست دين و آيين |
|