عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥١ - مراحل مختلف شكلگيرى انسان در رحم مادر
و صداى اولين ونگ او شنيده مىشود، آن صدا يا براى برخوردى است كه بر بدنش هنگام وصول به محيط جديد وارد مىگردد يا بر اثر تماس و دستكارى قابله است كه براى ورود او به دنيا كمك مىكند.
به هر حال نوزاد به وسيله بند ناف با جفت اتصال دارد و پس از تولد بچه و پايين آمدن جفت، ديگر وظيفه اين دو پايان مىپذيرد و بند ناف را مىبرند و مانده آن هم به زودى مىافتد و اثر زخم آن خوب مىشود.
محل و علامت ناف مىرساند كه آدميزاد مدتى در شكم مادر به طور طفيلى زندگى نموده و بايد به مادر، فوقالعاده احترام كند، چنانچه در قرآن و روايات به اين موضوع بسيار اشاره شده و براى آن به عنوان حكم الهى، اهميت فوق العاده قايل شدهاند.
اين نوزاد هنوز موجود كاملى نيست، براى هماهنگ شدن وضع گذشته او با وضعيت محيط به سرعت تغيير و تحولاتى در وجودش صورت مىگيرد.
موقع تولد، ريههايش كه در توده كوچكى از نسجهاى متراكم و فشرده بود، با نخستين فرو دادن هوا مانند بادكنك متورم گشته و جاى خود را زير قفسه سينه مىگيرند و حفرههاى بىشمار ريهها از هوا پر مىشوند و سبك گرديده حالت اسفنجى پيدا مىكنند.
با وجود اين، هنوز به حد تكامل نرسيده و به زودى حفرهها و خانههاى تازهترى در ريهها تشكيل مىشود و آن حفرههاى قبل از تولد فقط چند روز خوب كار مىكنند.
درشتى قلب نوزاد به اندازه مشت بسته اوست، جريان نبضش به تدريج سبكتر مىشود، تا به حد معمولى برسد، كمى بعد از تولد مدفوعاتش كه شش ماه جمع شده بود دفع مىشود و از خصايص نوزاد آن است كه مدفوعش كاملا عقيم است؛ يعنى ميكروب ندارد.