عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٨ - مراحل مختلف شكلگيرى انسان در رحم مادر
آنجا داخل خون مادر شده به وسيله كليههاى مادر دفع مىشود!!
بعد از آنكه پروفوپلاست وارد تخمدان شد، شكل و هيئت نطفه تغيير مىكند و آن سلول ريز مدور به صورت قلابى كه دو سوراخ دارد در مىآيد، وسط سوراخها در محل تقاطع قلاب دگمهاى ظاهر مىشود كه در بالا و پايين آن، دو پولك ريز وجود دارد. قلاب زيرين يك مخزن خالى است كه پرده تخم ناميده مىشود و در ماه دوم جدا مىگردد و قلاب بالا به غلاف يا كيسهاى مبدل و از مايعى به نام آميوز پر مىشود و نطفه جنين را در داخل آن غلاف محافظت مىنمايد و جنين- جز بند ناف- در آن غلاف قرار مىگيرد و ميان مايع آميوز شناور است و از تصادم و ضربههايى كه ممكن است به شكم مادر وارد آيد در امان خواهد بود.
پس از آنكه در غلاف جاى گرفت و از خطر دور شد، آن قسمت حقيقى جنين كه از صورت نطفه به حالت جديد در آمده به وسيله آن دو پولك شروع به فعاليت و نشو و نما مىنمايد تا به شكل انسان درآيد.
از عجايب آفرينش آن است كه نخستين اعضايى كه در اين موجود تازه رشد مىكند قلب و مغز است كه به طور ساده و ابتدايى ظاهر مىگردد.
از روز هفدهم حاملگى، اولين سلولها درست مىشوند و اين سلولها به دور هم جمع، به هم پيوسته و ملحق گرديده در ناحيه دگمه مذكور، سر و تارهاى قلب را تشكيل مىدهند و البته بعدا تحولات بسيارى بايد صورت گيرد تا قلب واقعى بهوجود آيد و پيدايش آن هم زمان زيادى نمىبرد.
بر اثر ارتعاشهاى مكررى كه صورت مىگيرد، ساختمان قلب شروع مىشود و در نتيجه انقباضهاى موزون و مرتب آن، خون وارد دگمه جنين گشته قلب به حركت مىافتد و مرتب تا روز رسيدن مرگ كار مىكند.
مقارن همين اوقات، سلسله اعصاب تشكيل مىشود، در مجاورت پولكهاى