عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٠ - نعمت هوا
نمىشد، در اين باره، ما بيشتر بسط مقال نمىدهيم، فقط متذكر اين نكته مىشويم كه در اين جابهجا شدن عوامل طبيعى، منتهاى دقت و ريزه كارى به كار رفته است.
مثلا اگر قشر خارجى كره زمين، ده پا كلفتتر از آنچه هست مىبود، اكسيژن، يعنى ماده اصلى حيات بهوجود نمىآمد يا هرگاه عمق درياها چند پا بيشتر از عمق فعلى بود آن وقت همه اكسيژن و كربن زمين جذب مىشد و ديگر امكان هيچگونه زندگى نباتى يا حيوانى در سطح خاك باقى نمىماند.
به احتمال قوى، تمام اكسيژن موجود را قشر زمين و آب درياها جذب كرده و انسان براى نشو و نماى خود بايد منتظر بنشيند تا نباتات برويند و از پرتو وجود آنها اكسيژن لازم به انسان برسد.
با حسابهاى دقيقى كه به عمل آمده معلوم شده است، اكسيژن براى تنفس انسان ممكن است از منابع مختلف بيايد، اما نكته مهم آن است كه مقدار اين اكسيژن، درست به اندازهاى كه براى تنفس ما لازم است در هوا پخش شده. اگر هواى محيط زمين، اندكى از آنچه هست رقيقتر مىبود اجرام سماوى و شهابهاى ثاقب كه هر روز به مقدار چند ميليون عدد به آن اصابت مىكنند و در همان فضاى خارج منفجر و نابود مىشوند، دائما به سطح زمين مىرسيدند و هر گوشه آن را مورد اصابت قرار مىدادند.
اين اجرام فلكى به سرعت هر ثانيه از شش تا چهل ميل حركت مىكنند و به هر كجا برخورد كنند ايجاد انفجار و حريق مىنمايند.
اگر سرعت حركت اين اجرام كمتر از آنچه هست مىبود، مثلا به اندازه سرعت يك گلوله بود همه آنها به سطح زمين مىريختند و نتيجه خرابكارى آنها معلوم بود، از جمله اگر خود انسان در مسير كوچكترين قطعه اين اجرام سماوى قرار مىگرفت، شدت حرارت آنها كه به سرعتى معادل نود برابر سرعت گلوله حركت