عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٤ - دو گونه تنفس
از اثر اين چسبندگى توسط وجود يك ماده ليپوپروتئينى موسوم به ماده كاهش دهنده فشار سطحى يا سرفكتنت كه كشش سطحى بين سطوح مرطوب بافت ريه را كاهش داده و به اين ترتيب اجازه مىدهد حبابچهها با سهولت نسبى متسع شوند جلوگيرى مىشود.
هدف نهايى دستگاه تنفس، رساندن هواى تازه به حبابچهها براى انتقال اكسيژن آن به خون از يك طرف و خارج كردن هواى مصرف شده از طرف ديگر است.
مبادله هوا در سطح حبابچهاى، تهويه آلوئولى ناميده مىشود، البته تمام هوايى كه وارد مجارى تنفسى مىشود به حبابچهها نمىرسد و قسمت بزرگى از آن فقط مجارى تنفسى را كه براى انتقال هوا و نه براى مبادله گازها بين هوا و خون به وجود آمدهاند، پر مىكند.
يك همگامى زياد براى انجام انقباض عضلات تنفسى در زمان مناسب و به ميزان متناسب براى برآوردن احتياجات متغير بدن به اكسيژن مورد لزوم است. يك مركز تنفسى، لازم است تا فعاليت عضلات تنفسى را با يكديگر مربوط سازد و چنين مركزى شامل قسمتهاى دمى و بازدمى در پياز مغز تيره قرار گرفته است.
مركز تنفسى، مىتواند تحت تأثير امواج عصبى قسمتهاى مختلف دستگاه عصبى و امواج عصبى صادره از هر نقطه بدن و همچنين توسط تركيب شيميايى و درجه حرارت خونى كه از آن مىگذرد قرار گيرد، به عبارت ديگر، تنفس، هم توسط عوامل عصبى و هم توسط عوامل شيميايى كنترل مىشود.
مىتوان كنترل عصبى تنفس را به عنوان يك عامل تنظيم كننده در نظر گرفت؛ زيرا دستگاه تنفس را قادر مىسازد كه احتياجات متغير بدن را برآورده سازد، از طرف ديگر مىتوان كنترل شيميايى را به عنوان يك پايه اصلى در نظر گرفت؛ زيرا شخص را مجبور مىسازد كه با وجود كوششى كه براى كنترل تنفس به طور ارادى به