عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٤ - ارتباط معرفت باچهار ناحيه انسان
به معرفت حقيقى خدا نمىتواند برسد؛ ولى قلب به ادراك باطن و ملكوت و حقيقت و ذات اشيا قادر است.
از مسائل اساسى عارفان بلكه مهمترين آنها همين موضوع عرفان است كه به عقيده عرفا، وصول به معرفت كامل و تام ممكن است، به اين معنى كه: چون قلب به نور ايمان و معرفت روشن شود، آدمى از رذايل پيراسته و به حسنات بهخصوص تقوا آراسته مىگردد، آن وقت آيينه تجلى همه معارف الهى خواهد شد و به همين خاطر است كه در حديث قدسى فرمود:
لا يسعنى أرضى ولا سمائى ولكن يسعنى قلب عبدى المؤمن[١].
ولى اين صفا و كمال به ندرت حاصل مىشود؛ زيرا قلب اغلب به واسطه غفلت، محجوب و در نتيجه معصيت، تاريك است؛ يعنى صور و نقوش مادى و شهوانى آن را آلوده مىسازد.
قلب بين عقل و هوا در كشمكش است، به اين معنى كه قلب انسان معركه جدايى بين جنود خدا و شيطان است و هر دسته از راهى در تسخير آن مىكوشند، از يك دريچه معرفت خدا به قلب مىرسد و از دريچه ديگر وساوس حس و اين معنى در روايات زياد آمده و توضيح فراوانى نسبت به اين دو مرحله داده شده و روى اين ملاك گفتهاند:
|
آدمى زاده طرفه معجونى است |
كز فرشته سرشته و ز حيوان |
|
|
گر كند ميل اين شود پس از اين |
ور كند ميل آن شود به از آن[٢] |
|
از يك طرف ممكن است پستتر از حيوان شود؛ زيرا حيوان فاقد معرفت است و قهرا نمىتواند ترقى كند و كمال يابد و از طرف ديگر ممكن است از فرشته
[١] -عوالى اللآلى: ٤/ ٧، حديث ٧.
[٢] -سنائى.