عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩ - بازگشت همه امور به خداست
|
شرمنده باد «الهى» از اين پند بىخلوص |
من گمرهى چه گونه شوم رهنماى دوست[١] |
|
بازگشت همه امور به خداست
وقتى آيات شريفه قرآن، با دلايل و براهين روشن، ملكيت حقيقى و مالكيت واقعى بر همه عالم را از آن خدا بداند، بايد اين معنى كه بازگشت همه عالم به حضرت اوست، بر صاحبان خرد واضح باشد؛ زيرا عالم و عالميان طبيعتا و ذاتا در حركات خود هدفى را دنبال مىكنند و در دار هستى هدفى جز خدا براى جهان هستى و موجوداتش وجود ندارد.
|
خبر دارى كه سباحان افلاك |
چرا گردند گرد مركز خاك |
|
|
چه مىخواهند از اين محمل كشيدن |
چه مىجويند از اين منزل بريدن |
|
|
كه گفت اين ثابت است آن منقلب نام |
كه گفت آن را بجنب وين را بيارام |
|
|
در اين محرابگه مقصودشان كيست |
وزين آمد شدن منظورشان چيست |
|
|
همه هستند سرگردان چو پرگار |
پديد آرنده خود را طلبكار |
|
اگر بازگشت مهمانان هستى به صاحب خانه نباشد، بايد گفت: وجود كوچكترين جزء تا عظيمترين موجود هستى باطل و عبث است، در صورتى كه هيچ خردمندى اين را نگفته و نمىگويد و اطوار خود موجودات عالم هم از قبول اين مسئله ابا و امتناع دارند.
دقت در وضع هر موجودى نشان مىدهد كه موجود، پيچيده به علم و عدل و حكمت و هدف است و به فرموده سيد موحدان و نور عارفان اميرمؤمنان ٧ در
[١] -الهى قمشهاى.