عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٥ - سه عالم انسان
من عرف نفسه فقد عرف ربه[١].
بدان كه اگر بىهدايت بمانى و به خاطر عدم هدايت اسير عالم حس باشى، در حقيقت گرفتار مرگ و فنا و فقدان و تاريكى و جهالت شدهاى.
اين نشئه جايى است ظلمانى و گرچه داراى وجود است، ولى وجودش بسيار ضعيف است و به خاطر ضعف و ناتوانىاش نياز به گهواره مكان و دايه زمان دارد و در خارج از زمان و مكان قدرت اظهار وجود ندارد.
كسانى كه گرفتار اين عالمند و خود را مخصوص به عالم حس و ماده كردهاند عبارتاند از اشقياى جن و انس و حيوانات و نباتات و جمادات.
در يك حديث قدسى بسيار جالب و آموزنده و عبرتآور از كلام حضرت اقدس احديت جل و علا آمده:
ما نظرت إلى الأجسام منذ خلقتها[٢].
از زمانى كه عالم اجسام را آفريدهام، براى يك بار به آن نظر نكردهام.
عالم اجسام كه مجموع عالم مادى است و هنوز طول و عرض و عمق آن بر كسى حتى ملائكه كشف نشده از نظر حضرت او دور است، تو اى انسان! از اين مجموعه چه اندازه در دست دارى؟ جز بدن ضعيف و محدود و پر از رنج و مقدارى زمين براى زندگى در آن و اندكى غذا چيز ديگرى از عالم حس نزد تو موجود است؟
واى به حال تو! به اين مقدار اندك كه در برابر عظمت جهان حس اصلا به نظر نمىآيد، چنان خيره شدهاى كه همه حقايق و عوالم و واقعيتها و توحيد و نبوت و امامت و معاد و بهشت و رضوان را در برابر آن فروخته و به كلى فراموش كردهاى
[١] -عوالى اللآلى: ٤/ ١٠٢، حديث ١٤٩؛ بحار الأنوار: ٢/ ٣٢، باب ٩، حديث ٢٢.
[٢] -مجموعة ورام: ١/ ١٤٣، با كمى اختلاف.