عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٢ - سه عالم انسان
عالم ديگرش با ساير افراد هم جنس خود كه حيواناتاند شريك است.
انسان واقعى آن انسانى است كه دو عالم حس و خيال را فانى در عالم عقل و عالم الهى خود كند و با تمام هستىاش در برابر حضرت دوست به سجده آيد، چنانچه در دعايى كه در شب نيمه شعبان رسول عزيز اسلام ٦ داشت، عرضه مىكرد:
اللهم لك سجد سوادى وخيالى وبياضى[١].
الها! ملكا! داورا! حبيبا! سياهى من و خيال من و سپيدى من بر تو سجده آورده است.
منظور از سياهى، همان عالم بدن و عالم حس و عالم مادى است و به تعبير ديگر عالمى كه در آخرين نقطه از امكان قرار گرفته و جز ظلمت و تاريكى و يا عناصر و اجزاى خاكى به هم پيوسته چيز ديگر نيست و منظور از عالم، خيال، عالم دور از ماده و مرتبه بين عقل و حس است و در حقيقت، برزخ وجودى انسان نه مادى صرف و نه عقلى محض است و منظور از سپيدى عالم عقل و جهان نور است كه وديعه الهى در وجود انسان و محبوبترين خلق حق در ظرف هستى عالم و آدم است.
سپيدى همان عالمى است كه حضرت دوست در وجود انسان فقط به آن عالم نظر دارد و بس و اوامر و نواهى و اجر و عقاب پروردگار به خاطر آن عالم نصيب انسان مىشود، همان عالمى كه واسطه درك و فهم واقعيتها است و تمام ترقى و تكامل و رشد انسان در راه خدا بستگى به آن دارد.
بنده واقعى كسى است كه چراغ عقلش به نور هدايت روشن شده باشد و در
[١] -وسائل الشيعة: ٨/ ١٠٨، باب ٨، حديث ١٠١٨٨؛ مصباح المتهجد: ٨٣٩.