عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦١ - حيوانات و هدايت
دشمن مىافتد و حس مىكنند كه دشمن به سوى آنها هدفگيرى كرده در اطراف خود رنگ سياه پخش مىكنند و خويش را در لابهلاى رنگ از دسترس دشمن دور نگاه داشته و از منطقه دور مىشوند!
اينان از كجا دشمن را مىشناسند؟ در حالى كه در اطراف آنان هزاران هزار جانور زندگى مىكنند و براى هيچيك رنگ پخش نمىكنند.
كارخانه رنگ سازى در كجاى بدن آنهاست؟ اين همه معلومات را از كجا آموختهاند؟ آيا مسئلهاى جز هدايت الهى در اين نوع از حيوانات و ماهيان دريا چيز ديگرى هست؟!
برخى از ماهيان دريا كه در اعماق آب در آنجايى كه نور خورشيد نمىرسد زندگى مىكنند، اينان براى يافتن طعمه از پس گردن خود توليد روشنايى مىكنند، به اين معنى كه وقتى نيازمند به غذا مىشوند، به اندازه كمى گردن خود را پايين مىاندازند، اطراف آنان از نورى كه از پس گردنشان مىدرخشد روشن مىشود؛ در سايه اين روشنايى شروع به صيد مىكنند، چون دشمن را ببينند، سر خود را به سرعت بالا برده و اطراف خود را تاريك كرده و در تاريكى فرار مىكنند.
كارخانه مولد نور در كجاى بدن آنهاست؟ از كجا به اين نور پى بردهاند و از كجا فهميدهاند كه وقتى سر خود را به طرف بالا ببرند، اتصالى حاصل شده و نور مىدرخشد؟ و از كجا دانستهاند كه با بالا بردن سر، اتصال قطع مىشود و چراغ خاموش مىگردد؟ دوست و دشمن را از كجا به اين خوبى تشخيص مىدهند؟ آيا جز هدايت الهى منبع ديگرى براى فهم اين همه مسائل براى آنها هست؟!
يكى از كوهنوردان مىگويد:
در تمام مدت سال از منزلم تا بالاترين نقطه تپهاى كه در محيط زندگيم بود، راهپيمايى مىكردم.