عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٠ - ذكر حقيقى
حضرت يار وادار به تسليم كرده و موجوديت انسان را از انوار عبادت و بندگى روشن نموده و نمىگذارد آدمى از خواستههاى به حق محبوبش تخلف كرده، دچار گناه و عصيان گردد.
آرى، ذكر اگر بر پايه حقيقت و درستى باشد و رنگ صدق و صفا در آن يافت شود، علت مطيع بودن انسان خواهد بود، طهارت جان و پاكى فكر و خلوص نيت و آراستگى در عمل، محصول ذكر حقيقى است.
ذاكر واقعى، هم عامل به دستورات مولاست، هم پاك از آلودگىها و معاصى، ذاكر واقعى علاوه بر مطيع بودن خودش نسبت به حضرت حق، حرارت و جذبه ذكرش غافلان را نيز بيدار كرده و گمشدگان راه را به راه الهى هدايت مىكند.
عارف پاك باخته الهى قمشهاى، آن نغمه سراى گلستان جان و هزار دستان بوستان مهر و وفا در اين زمينه كه ذكر حقيقى ذاكران، خفتگان را نيز بيدار مىكند در كتاب «نغمه الهى» داستانى را بدين مضمون در شرح اين جمله از خطبه متقيان كه حضرت مولى الموالى مىفرمايد:
أنفسهم عفيفة[١].
به نظم كشيده:
|
شنيدستم زنى صاحب جمالى |
فقيرى بىنوا در قحط سالى |
|
|
به دامان كودكانى داشت مضطر |
كه نانشان بود آب از ديده تر |
|
|
ز بهر كودكان با فكر و تشويش |
روان شد بر در همسايه خويش |
|
|
مگر همسايهاش آهنگر راد |
ببخشد قوت و از غم گردد آزاد |
|
|
كز آن دارا برآيد آرزويش |
شود نان يتيمان آبرويش |
|
[١] -نهج البلاغة: خطبه ١٨٤.