عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢ - مالك حقيقى خداست
تا از بركت اين معرفت، به اين نتيجه برسد كه هرچه را جز خدا به عنوان هدف قرار دهد، دچار سراب شده و هرچه بكوشد و هرچند فعاليت كند و هرچه از عمر مايه بگذارد، به چيزى نخواهد رسيد و جز از دست دادن تمام پايههاى زندگى نصيبى عايدش نخواهد شد:
[و الذين كفروا أعمالهم كسراب بقيعة يحسبه الظمآن ماء حتى إذا جاءه لم يجده شيئا ...][١].
و كافران اعمالشان مانند سرابى در بيابانى مسطح و صاف است كه تشنه آن را [از دور] آب مىپندارد، تا وقتى كه به آن رسد آن را چيزى نيابد.
آرى، اينان هم در پايان عمر، درمىيابند كه همه چيز را فداى هيچ و پوچ كردهاند!
مالك حقيقى خداست
اسلام از طريق آيات محكم قرآن و براهين روشنتر از آفتاب، خداى عزيز را مالك همه چيز مىداند و ملكيت و مالكيت حضرت حق را اصيل دانسته، مالكيت غير او را اعتبارى و وهمى مىداند. وقتى در اين زمينه دقت كنيد، مىبينيد حق همين است، احدى در اين عالم داراى ملكيت اصيل نيست، انسان كه جا دارد اشرف مخلوقات گردد، عريان و فقير و ندار متولد مىشود و روز رفتن از دنيا هم با دست تهى و خالى از امور مادى به عالم آخرت مسافرت مىكند؛ وقتى انسان با اين همه بزرگى و عظمت و جايگاهش در خلقت نسبت به امور مادى و غير مادى امانتدارى بيش نباشد، ديگر موجودات را ببين كه در چه حالى هستند؟!
[١] -نور( ٢٤): ٣٩.