عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١١ - ٧ - عجب
مسائل را با كمال دقت رعايت نماييم، تا از زندگى بهره الهى ببريم.
خداوند در رأس همه امور است و او مفيض فيض و مبدء هر خيرى است، حضرتش دستورها را به پيامبر ٦ ابلاغ مىكند و به صورت قرآن و وحى و الهام در اختيار او قرار مىدهد: پيامبر ٦ آنچه دارد به امام منتقل مىنمايد و امام به فقيه، عقل بايد تمام احكام لازم را از فقيه بگيرد؛ زيرا در وجود انسان عقل واسطه دريافت است، قلب بايد دريافت عقل را تفقه كرده و بفهمد، سپس بايد نفس را حاضر به گرفتن يافتههاى عقل كرد و آنگونه بايد نفس آگاه را مؤدب نمود كه دانسته خود را به وسيله اعضا و جوارح تحقق عملى دهد و نتيجه اينگونه عمل هم بدون شك حيات جاويدان بهشتى است.
پس بايد اعضا و جوارح، تابع نفس الهى و نفس تابع نور قلب و قلب تابع عقل و عقل پيرو فقيه جامع الشرايط باشد، علم فقيه ريشه در امامت و امامت ريشه در نبوت و نبوت ريشه در ربوبيت حضرت محبوب دارد؛ انسان اگر خود را حاضر كند، در اين گردونه قرار بگيرد، در تمام امور نيتى جز خدا و ارادهاى جز حضرت حق نخواهد داشت.
حكيم صفاى اصفهانى، آن شوريده شيدا در اين زمينه گويد:
|
شبى كه ديده به ديدار دوست باز كنم |
دم سپيده ز خورشيد احتراز كنم |
|
|
بود وضوى من از آب چشم و طاعتم اين |
كه رو به قبله ابروى او نماز كنم |
|
|
پرم به عرش حقيقت ز آشيانه آز |
دو بال بسته مرغ نياز باز كنم |
|