شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦٦ - ٦- - الشرط الشرعى
است ولى خود قيد،خارج از مأمور به است؛مثلا تقييد صلاة به طهارت،داخل در مأمور به است ولى خود قيد-كه طهارت باشد- خارج از مأمور به است.و اما در شرائط عقليه،ذات القيد و تقيد به آن، هر دو خارجند.
نكته سوم:فلاسفه مىگويند هر ماهيتى داراى دو گونه اجزاء است:
الف:اجزاء تحليليۀ عقليه(جنس و فصل).
ب:اجزاء واقعيۀ خارجيه(ماده و صورت)
مثلا انسان-كه يك ماهيتى از ماهيات است-وقتى او را به دست عقل مىسپاريم،عقل با عينك تجزيه و تحليل،اين ماهيت را بدو جزء تقسيم مىكند:يكى جزء ما به الاشتراك كه جنس مىنامند و ديگرى جزء ما به الامتياز كه فصل مىنامند و همين ماهيت در خارج،اجزائش ماده و صورت او است كه تفصيل مطلب را بايد در كتب فلسفى جستجو كرد.
نكته چهارم:امور انتزاعيه هيچگاه در خارج،وجود جدا و مستقلى ندارند بلكه همواره بوجود منشأ انتزاعشان موجود مىشوند كالملكية و الزوجيّة و الفوقيّة و التحتية و...
با حفظ اين نكات مىگوئيم سخن ميرزاى نائينى(ره)اينست:
از طرفى صلاة كه مأمور به است و واجب به وجوب نفسى مىباشد، داراى دو نوع اجزاء است:
١-خارجيه از قبيل تكبيرة الاحرام،قرائت،ركوع و سجود و...
٢-ذهنيه و تحليليه و آن عبارتست از الصلاة المقيدة بالطهارة كه دو جزء دارد:
الف:ذات الصلاة بما هى صلاة.
ب:تقييد اين ذات به طهارة مثلا.
و از طرف ديگر آنكه در واقع،مأمور به است عبارتست از حصۀ معينه از نماز كه صلاة مع الطهارة باشد نه مطلق صلاة چه با طهارت