شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦٥ - ٦- - الشرط الشرعى
واجب به وجوب نفسىاند همانند اجزاء واجب،و اگر بخواهند متصف بوجوب غيرى هم بشوند،يلزم اجتماع الوجوبين در شىء واحد و هو محال كما ذكرنا در امر پنجم.
بيان ذلك:مقدمة بايد به چند نكته عنايت شود:
نكته اول:خود ميرزا مقدمه را به چهار قسم تقسيم نموده،به اين صورت كه مقدمه،يا خارجيه است و يا داخليه؛و هركدام،يا بمعنى الاعم است و يا بمعنى الاخص(٤-٢^٢.منظور از مقدمات داخليه بالمعنى الاخص، عبارتند از خصوص اجزاء واجب؛و منظور از مقدمات داخليه بالمعنى الاعم،اعم است از اجزاء واجب و يا شرائط و موانعى كه شارع مقدس تعبدا اينها را دخيل در مأمور به قرار داده به بيان ديگر،داخليه بالمعنى الاخص،آنست كه هريك از قيد و تقييد داخل در ماهيت مأمور به باشند كالاجزاء و داخليه بالمعنى الاعم،آنست كه تقييد داخل در حقيقت مأمور به باشد اعم از اينكه خود قيد هم داخل باشد(كالاجزاء)و يا خارج باشد (كالشرائط).
و منظور از مقدمات خارجيه بالمعنى الاعم،آنست كه ذات الشىء، خارج از حقيقت مأمور به است اعم از اينكه تقيد به آن شىء داخل در مأمور به باشد(كالشرائط و الموانع الشرعيّة)و يا خارج باشد (كالمقدمات العقلية).و منظور از مقدمات خارجيه بالمعنى الاخص، آنست كه هركدام از قيد و تقييد خارج از مأمور به باشند(مانند مقدمات عقليه).
پس شرائط و موانع شرعيه داراى دو جنبه هستند:از يك جنبه داخل در مقدمات داخليهاند و آن بلحاظ تقييد است و از جهت ديگر خارجيهاند و آن بلحاظ خروج ذات اينهاست.
نكته دوم:فرق ما بين اجزاء و شرائط شرعيه و عقليه در اينست كه در جزء،هم تقييد مأمور به به آن،و هم خود قيد،هر دو داخل در مأمور به هستند ولى در شرائط شرعيه،تقييد به آن،داخل در مأمور به