شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٩ - معناى ملازمه حكم عقل و شرع
و اين ملازمه عقليه است چون حاكم به او عقل انسان است.
اما نظرات:
در مسئله دو نظريه وجود دارد:
١-اخباريين و برخى از اصوليين همانند صاحب فصول منكر ملازمه هستند.
٢-ساير اصوليين جميعا قائل به ملازمه هستند.
جناب مصنف مىفرمايد:بنظر من حق با اصوليين است،يعنى حق آنست كه ملازمه هست بين حكم عقل و حكم شرع و لازمۀ حكم عقل،حكم شرع است.
بدليل برهان خلف.بيان ذلك:
از طرفى معناى حكم عقل به حسن يا قبح اينست كه تمام عقلاء عالم بما هم عقلاء بدون استثناء حكم مىكنند به حسن يا قبح آن، بخاطر وجود مصلحت نوعيه يا مفسدۀ نوعيه و وقتى مىگوئيم تمام عقلاء بما هم عقلاء حكم مىكنند،يكى از عقلاى عالم خداوند است كه او خالق عقل است و يكى از عقلاء عالم رسول خداست كه انسان كامل است و رئيس العقلاء است و از جملۀ عقلاى عالم ائمه معصومين(ع) هستند و تمام عقلاء حكم مىكنند،يعنى اينها هم حكم مىكنند.
حال از طرف ديگر اگر فرض كنيم كه شارع مقدس با عقلاء عالم در اين حكم شركت ندارد و وى حكم نمىكند پس اين حكم مورد تطابق آراء جميع عقلاء نشد،بلكه بعض العقلاء كه خدا و رسول و ائمه باشند برطبق او حكم ندارند و هذا خلف،يعنى خلاف فرض است.چون فرض ما اينست كه عقلاء عالم جميعا حكم مىكنند.
و اگر بخواهيم استدلال فوق را بصورت منطقى در قالب برهان خلف عرضه كنيم مىگوئيم:
مفروض:عقل ما ادراك مىكند حسن و قبح افعال را و معناى ادراك و حكم عقل همان تطابق آراء عقلاء است يعنى همه بدون