شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٧ - ٩- - المقدمة العبادية
بايد نصب سلم را مثلا به عنوان مقدميت براى كون على السطح انجام دهد تا وجوب مقدمى پيدا كند و الا نصب سلم بدون اين قصد وجوب مقدمى ندارد.
٩-تفصيلى كه منسوب به صاحب معالم است كه در پايان مسئلۀ ضد به آن اشاره نموده است و آن اينكه هميشه وجوب مقدمه مشروط به ارادۀ ذى المقدمه است اگر مكلف ارادۀ كون على السطح را داشته باشد نصب سلم بر او واجب مىگردد و الا فلا،اما خود ذى المقدمه وجوبش مشروط به اراده نيست بلكه مطلق است نسبت به آن يعنى تحصيل اراده لازم است،بعد كه اراده كرد ذى المقدمه را آنگاه انجام مقدمات هم لازم مىشود.
دو نكته:
١-تفاوت اين سه نظريه باهم:قصد و ارادۀ وصول به ذى المقدمه بنا بر قول صاحب معالم شرط وجوب مقدمه است ولى بنا بر قول صاحب فصول و شيخ انصارى(ره)شرط واجب است، و تفاوت نظر شيخ با صاحب فصول در قصد وصول است به اينكه اگر با قصد وصول به ذى المقدمه مقدمات را انجام داد بقول شيخ امر مقدمى را امتثال نموده و لو بعدا مانعى بيايد و جلو تحقق ذى المقدمه را بگيرد و اما بنا بر قول فصول(ره)اگر بدنبال مقدمات،ذى المقدمه تحقق يافت كاشف از آنست كه مقدمات واجب بوده و الا فلا چه در حين انجام مقدمه قصد توصل داشته باشد و چه نداشته باشد به عبارت ديگر نسبت بينهما عموم من وجه است آنجا كه مقدمات را به قصد توصل انجام دهد و به دنبالش هم ذى المقدمه تحقق يابد مادۀ اجتماع است كه هم عند الشيخ و هم عند صاحب الفصول اين مقدمه واجب است اما مادۀ افتراق از جانب شيخ آنجائى است كه مكلف مقدمات را به قصد توصل انجام دهد ولى بعدا مانعى پيش بيايد و جلو تحقق ذى المقدمه را بگيرد،اينجا بنا بر قول شيخ مقدمات واجب بوده و امر غيرى امتثال شده بخلاف صاحب الفصول و اما مادۀ افتراق