شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨٤ - و الذى اعتقده
فصول باز اشكالى ندارد كه مقدمات مفوته قبل از زمان ذى المقدمه واجب باشند چون وجوب واجب جلوتر فعلى شده است.
جناب مظفر مىفرمايد:اينها راهحلهائى است كه اصوليين در كتابهاى خود آوردهاند و لكن اولا در هركدام از اين راهها فى نفسها مناقشات و اشكالاتى وجود دارد كه چون بناى ما بر اختصار است از ذكر آنها خوددارى مىكنيم.
ثانيا برفرض كه از آن مناقشات چشمپوشى كنيم هيچ دليلى بر اين راهحلها نداريم فقط هريك از اين بزرگان با مشكل مذكور برخورد نمودهاند فكرى كردهاند و اين راهها را يافتهاند و هركس گمان نموده كه راه فرار و تخلص از آن مشكل منحصر است به طريقى كه او پيشنهاد نموده است و الا غير از اين دليلى بر اثبات اين طرق وجود ندارد.
و الذى اعتقده
طريقۀ چهارم:جناب مظفر مىفرمايد ما نيازى به اين محاولات نداريم،بيان ذلك.
در اينجا دو مقام بحث داريم،مقام اول در رابطه با اشكال اول كه چگونه ممكن است مقدمه پيش از ذى المقدمه واجب گردد؟
مقام دوم:در رابطه با اشكال ثانى كه جريان استحقاق عقاب باشد.
در مقام اول ما به پيروى از استادمان مرحوم محقق اصفهانى معروف به كمپانى رحمة اللّه عليه معتقديم كه ريشۀ اصلى اين اشكالات و ايرادها در اينست كه مشهور اصوليين وجوب مقدمه را معلول وجوب ذى المقدمه مىدانند و چون قائل به معلوليت هستند اشكال مىكنند به اينكه چگونه ممكن است در مقدمات مفوته وجوب مقدمه قبل از زمان وجوب ذى المقدمه باشد؟
و هركدام راهحلى را عنوان مىكنند ولى به نظر ما اين سخن باطل است و قبول نداريم كه وجوب مقدمه معلول وجوب ذى المقدمه باشد و مترشح از او باشد به نحو ترشح معلول از علتش اگرچه