شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١ - ٤/ ٢ آياتى كه با آيات ديگر، تفسير مىشوند
در شب و روز را ندارد و نمىتواند با مردم در نماز جماعت شركت كند. اين، كاسته شدن از روح ايمان است و البتّه ضررى هم به او نمىزند.
و از برخى، روح توانايىشان كم مىشود. پس توان جهاد با دشمنش را ندارند و نمىتواند در پى اداره زندگىشان بروند.
و از برخى، روح شهوت را مىكاهد، به گونهاى كه اگر زيباترين دختران از كنار او عبور كنند، توجّهى به آنان نمىكند و بر نمىخيزد، و البتّه روح بدن، در او مىماند و او مىجنبد و تكاپو مىكند، تا اين كه فرشته مرگ، به سراغش مىآيد. چنين وضعيتى، خوب است؛ چون خداوند عز و جل آن را ايجاد مىكند.
گاهى حالاتى در زمان توانمندى و جوانىاش به او دست مىدهد، و او اقدام به گناه مىكند، و روح توانايى هم او را تشويق مىكند، و روح شهوت، براى او مىآرايد، و روح بدن، او را رهبرى مىكند تا اين كه او را در گناه مىاندازد. پس وقتى دست به گناه مىزند، از ايمانش كاسته مىشود، و از آن خارج مىگردد، و به آن باز نمىگردد، مگر اين كه توبه كند، و هر گاه به سوى خدا باز گردد، خداوند هم به او توجّه مىكند، و اگر به گناه باز گردد، خداوند، او را به آتش جهنّم مىاندازد.
امّا دست چپىها، يهوديان و مسيحيان هستند. خداوند عز و جل مىفرمايد: «آنان كه بديشان كتاب داديم، پيامبر را مىشناسند، به همان سان كه پسرانشان را مىشناسند». محمّد و ولايت را در تورات و انجيل مىشناسند، همان گونه كه پسرانشان را در خانههايشان مىشناسند. «و مسلّماً گروهى از آنان، حقيقت را نهفته مىدارند و خودشان [هم] مىدانند. حق، از جانب پروردگار توست». تو فرستاده به سوى آنها هستى. «پس، از ترديد كنندگان مباش». و آنان وقتى آنچه را مىشناختند، انكار نمودند، خداوند، آنها را گرفتار كرد و روح ايمان را از آنان گرفت و سه روح: توانايى، شهوت و بدن را در بدن آنان مستقر نمود. سپس آنان را به [گروه] چارپايان افزود و فرمود: «آنان، جز چارپايان نيستند»؛