شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٣ - ٣/ ٢ آيات قرآن، يكديگر را تكذيب نمىكنند
امام عليه السلام ادامه داد: «و امّا سخن خداوند عز و جل كه: «در آن روز، چهرههايى شاداب اند [و] به پروردگارشان، مىنگرند» و سخن او كه: «و ديدگان، او را در نمىيابند و او ديدگان را در مىيابد» و سخن او كه: «و قطعاً، بار ديگرى هم او را ديده است، نزديكِ سِدرة المُنتَهى» و سخن او كه:
«در آن روز، شفاعت سود نمىبخشد، مگر به كسى كه [خداى] رحمان، اجازه دهد و سخن او را بپسندد. آنچه را كه آنان در پيش دارند و آنچه را كه پشت سر گذاشتهاند، مىداند، حال آن كه ايشان، بِدان دانشى ندارند». اين سخن او كه: «در آن روز، چهرههايى شاداب اند [و] به پروردگار خويش مىنگرند»، در جايى است كه اولياى خداوند عز و جل، پس از پايان حسابرسى، به آن جا، يعنى به سوى رودى به نام زندگانى مىروند و خود را در آن مىشويند و از آن مىنوشند و بر اثر آن، چهرههايشان، شاداب و درخشان مىگردد و هر گونه رنج و خستگى از ايشان برطرف مىشود. سپس فرمان مىيابند كه به بهشت، وارد شوند. پس، از اين جايگاه است كه به پروردگار خويش مىنگرند تا چگونه ايشان را پاداش مىدهد، و از همين جايگاه است كه وارد بهشت مىشوند. اين است معناى سخن خداوند عز و جل در باره سلام كردن فرشتگاه بر ايشان (اولياى خدا): «سلام بر شما! خوش آمديد! به آن وارد شويد، در حالى كه جاودانهايد». در اين جاست كه به رفتن به بهشت و ديدن آنچه پروردگارشان به ايشان وعده داده، يقين پيدا مىكنند. اين است معناى سخن او كه: «به پروردگار خويش مىنگرند». مقصود از نگريستن به او، ديدن پاداش خداوند- تبارك و تعالى- است.
و امّا سخن او كه: «و ديدگان، او را در نمىيابند و او ديدگان را در مىيابد»، آرى. او چنان است كه فرموده: «و ديدگان، او را در نمىيابند»، يعنى در وهم نمىگنجد. «و او ديدگان را در مىيابد»، يعنى او بر آنها احاطه دارد. «و او ريزبين و آگاه است»، اين ستايشى است كه پروردگارِ بزرگ و والا و پاك و بس بلندمرتبه ما، از خويش كرده است. موسى عليه السلام در حالى كه ستايش خدا بر زبانش جارى بود، از او درخواست كرد كه: «پروردگارا! خودت را به من بنماى تا تو را ببينم». اين درخواست او، درخواستى بزرگ و تقاضاى عجيبى بود. از اين رو مجازات شد. خداوند- تبارك و تعالى- فرمود:" هرگز مرا در دنيا نخواهى ديد تا آن گاه كه بميرى و در آخرت، مرا مىبينى؛ امّا اگر مىخواهى كه در دنيا مرا ببينى، «به كوه بنگر. اگر در جاى خود مانْد، مرا هم خواهى ديد»". پس خداوند سبحان، يكى از نشانههايش را نمايان ساخت و پروردگار ما، بر كوه، تجلّى كرد كه بر اثر آن، كوه از هم فرو پاشيد و خُرد شد و موسى، از هوش رفته، بر زمين افتاد؛ يعنى مُرده بر زمين افتاد؛ زيرا كيفر او، مرگ بود.