دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧ - ٢ آميختگى با فضاى تقيه
شاهد روشن ديگر، ملاحظه توقيعات متعدّدى است كه جناب كلينى- كه در دوره سفراى خاص مىزيسته- براى نشان دادن اصل ولادت ولىّ عصر عليه السلام نقل كرده است؛ امّا در اين مجموعه كه حدود ٢٥ روايت است، حتّى يك بار نيز نام يا لقب امام عليه السلام نيامده و بيشتر به صورت ضمير و گاه با تعبير «غَريم»، «صاحب» و «رَجُل» به ايشان اشاره شده است.[١] نيز به رغم اين كه وى مدّتى در بغداد ساكن بوده، حتّى يك بار نيز از هيچ يك از سفيران خاص، حديث يا توقيعى نقل نكرده است و گويا ارتباط مستقيمى با هيچ يك از آنان نداشته است. گفتنى است كه وى با سندى صحيح و بسيار معتبر و تنها با دو واسطه از امام هادى عليه السلام ثِقه بودن سفير اوّل و به نقل از امام عسكرى عليه السلام ثقه بودن سفير اوّل و دوم را روايت كرده است.[٢]
شرايط تقيّهآميز اين دوره كه طبعاً شدّت بيشترى داشت، در ادامه شرايط سياسى و مذهبى دشوار و شبهِ حصرى بود كه از دوره امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام وجود داشت، به گونهاى كه به نقل شيخ طوسى، شيعيان زمانى كه مىخواستند واجبات مالى خود را به امام عسكرى عليه السلام برسانند، براى عثمان بن سعيد- كه در ادامه، سفير نخست شد-، مىفرستادند و وى آن را در خيك روغن مىگذاشت و به دست امام عليه السلام مىرسانْد.[٣]
اينها و شواهد ديگر، به خوبى نشان مىدهند كه پرسشها و پاسخهاى صادر شده از ولىّ عصر عليه السلام، از جمله در مسائل فقهى، با چه محدوديتهايى مواجه بوده است و طبعاً انتظار نمىرود پاسخها، همه شفّاف و مطابق واقع باشند؛ امّا با اين حال، اين امر، مانع اهتمام محدّثان و فقهاى ما به نقل و استناد به اين بخش از توقيعها نبوده است و جز تعدادى از موارد كه برخى فقها، آن را قابل استناد نديدهاند، بقيّه، چنان كه خواهد آمد، جزء مستندات فقهى قرار دارند، در حالى كه
[١]. ر. ك: الكافى: ج ١ ص ٥١٤- ٥٢٥.
[٢]. ر. ك: الكافى: ج ١ ص ٣٢٩- ٣٣٠.
[٣]. الغيبة: ص ٣٥٤.