دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣ - ٣/ ٢ خبرهاى غيبى در باره حقوق مالى
آن دو نماند؛ زيرا اميد داشتم كه آنها را براى مولايمان عليه السلام نجات بدهم. چون مطالبه اذكوتكين از من بالا گرفت و ديگر نتوانستم خوددارى كنم، پيش خودم هزار دينار در برابر شمشير و اسب قرار دادم و آن را وزن كردم و به خزينهدار دادم و به او گفتم:
اين دينارها را در مطمئنترين جا بگذار و در هيچ وضعيت و حالى نزد من نياور، هر چند نياز به آنها زياد شود. آن گاه، اسب و شمشير را تحويل دادم.
[روزى] من در جايگاهم در رى، كارها را استوار و آنها را پيگيرى و مرتّب و امر و نهى مىكردم كه ابو الحسن اسدى[١] وارد شد. او هر چند وقت يك بار به ديدن من مىآمد و من حاجتهايش را برآورده مىكردم و چون نشستنش طول كشيد و من ناراحتى [و كار] فراوانى داشتم، به او گفتم: چه حاجتى دارى؟ گفت: مىخواهم با تو خصوصى گفتگو كنم.
من به خزانهدار فرمان دادم كه جايى از خزانه را براى ما آماده كند و وارد خزانه شديم. او برگه كوچكى از سوى مولايمان براى من بيرون آورد كه در آن، نوشته بود: «اى احمد بن حسن! هزار دينار در نزدت، [همان] بهاى شمشير و اسب، را به ابو الحسن اسدى تحويل بده».
من به زمين افتادم و براى خدا سجده كردم و به خاطر منّتى كه بر من نهاده بود، شكرگزارى كردم و فهميدم كه او خليفه حقيقى خداوند است؛ زيرا از اين موضوع، كسى جز خودم آگاه نبود. من از خوشحالى به خاطر منّتى كه خداوند با اين امر بر من نهاده بود، سه هزار دينار ديگر به آن مال افزودم.[٢]
[١]. مقصود، محمّد بن جعفر رازى، يكى از بابها[ ى امام زمان عليه السلام] است. شيخ طوسى در كتاب الغيبة مىگويد:« در زمان سفيران ستوده امام مهدى عليه السلام، افرادى معتمد بودند كه توقيعات مولا، از سوى سفيران منصوب شده، در اختيار آنها قرار داده مىشد و يكى از آنها، ابو حسين محمّد بن جعفر اسدى بود( ر. ك: ج ٤ ص ١٧٣ ح ٦٨٠ پانوشت ١).
[٢]. دلائل الإمامة: ٥١٩ ح ٤٩٣، فرج المهموم: ٢٣٩- ٢٤٤، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٠٣.