دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١ - ٣/ ٢ خبرهاى غيبى در باره حقوق مالى
بود و در آن، پولها و لباسها را ذكر نمود و دستور داده بود همه آنها را به ابو جعفر محمّد بن احمد بن جعفر قطّان قمى بدهم. ابو جعفر عَمرى، لباسش را پوشيد و به من گفت:
آنچه را با خود دارى، به منزل محمّد بن احمد بن جعفر قطّان ببر.
پول و لباسها را به منزل محمّد بن احمد بن جعفر قطّان[١] بردم و به او تحويل دادم و براى حج بيرون آمدم. هنگامى كه به دينور باز گشتم، مردم گرد من جمع شدند و من نوشتهاى را كه وكيل مولايمان- درودهاى خدا بر او باد- براى من آورده بود، بيرون آوردم و براى مردم خواندم. هنگامى كه او (جمع كننده و تحويل دهنده اموال مردم) شنيد كه از كيسه ذرّاع [در آن توقيع] نام بردهاند، بىهوش شد و ما مداوايش كرديم تا به هوش آمد.
هنگامى كه به هوش آمد، سجده شكر گزارد و گفت: ستايش، ويژه خدايى است كه بر ما منّت نهاد و هدايتمان كرد. اكنون دانستم كه زمين، از حجّت، خالى نمىماند. به خدا سوگند، اين كيسه را اين ذرّاع به من داده است و جز خداوند، از آن آگاه نبود.
بيرون آمدم و پس از مدّتى طولانى، ابو الحسن مادرايى را ديدم و ماجرا را به او اطّلاع دادم و نامه را براى او خواندم. گفت: واى! سبحان اللَّه! در هر چه شك مىكنى، در اين شك نكن كه خداوند، زمينش را از حجّت، خالى نمىگذارد. بدان هنگامى كه اذكوتكين با يزيد بن عبد اللَّه در سهرورد[٢] جنگيد و بر سرزمينش چيره شد و خزانهاش را در اختيار گرفت، مردى نزد من آمد و گفت: يزيد بن عبد اللَّه، فلان اسب و فلان شمشير را براى باب مولايمان قرار داده است. من خزانه يزيد بن عبد اللَّه را بخش بخش به اذكوتكين منتقل مىكردم و اسب و شمشير را دور نگه مىداشتم، تا آن كه چيزى غير از
[١]. ابو جعفر محمّد بن احمد بن جعفر قمى عطّار يا قطّان: از اصحاب امام عسكرى عليه السلام و وكيل امام عليه السلام بود، و امامهادى عليه السلام را هم درك كرده است( ر. ك: رجال الطوسى: ص ٤٠٢ ش ٥٨٩٩، رجال الكشّى: ص ٨١٥ ش ١٠١٩، خلاصة الأقوال: ص ١٤٣ ش ٢٨، رجال ابن داوود: ص ١٦١ ش ١٢٨٧، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٦ ص ٤٠٨ ش ١٢٤٥٥).
[٢]. سهرود، نام جايى در( جبل) كوهستانهاى نزديك زنجان است.