راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٦ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
مرحمت كن.» يكى از حاضران مىگويد: سالى در بصره به منزل حمّاد بن عيسى وارد شدم، گفت: آيا به خاطر دارى كه امام صادق عليه السّلام براى من دعا كرد؟ گفتم: آرى گفت:
اين منزل من است كه در اين شهر بى نظير است، و باغى دارم كه بهترين باغها است و همسرم را از فاميل بزرگوارى گرفتهام و فرزندانم را هم كه مىشناسى. تا كنون چهل و هشت مرتبه حج نيز به جا آوردهام. مىگويد: حمّاد پس از آن دو حج ديگر به جا آورد و چون براى پنجاه و يكمين بار عازم حج شد، به جحفه كه رسيد و خواست لباس احرام بپوشد، وارد رودخانه شد تا غسل كند، سيل او را برد، غلامانش دنبال او رفتند، ولى مرده او را از آب گرفتند. از اين رو حمّاد را غريق الجحفه ناميدند.«٣٠١»
بخشى از اخلاق، صفات و كرامات امام هفتم، ابو الحسن اوّل موسى بن جعفر الكاظم عليه السّلام
ابن طلحه مىگويد«٣٠٢» وى امامى جليل القدر، عظيم الشأن و كثير التّهجّد بود. كسى كه در راه اجتهاد كوشا بود و كراماتى از او مشاهده شده و به عبادت مشهور و بر طاعات مواظب بود و شب را به سجده و قيام، و روز را به صدقه و صيام، سپرى مىكرد. و به دليل حلم زياد و گذشت فراوانش از تجاوزگران، به آن جناب كاظم گفتهاند در برابر كسى كه بدى كرده بود، نيكى مىكرد و بر آن كه جسارت ورزيده بود عفو و اغماض مىنمود. به خاطر عبادتهاى بسيارش وى را عبد صالح مىخواندند و در عراق به خاطر آنكه حاجت متوسّلان به خداى تعالى را بر مىآورد، به باب الحوائج مشهور مىباشد، كراماتش باعث حيرت خردمندان گرديد از آن رو كه وى در پيشگاه خدا پايدار و استوار بوده است.
ابن طلحه مىگويد: وى چندين لقب دارد كه مشهورترين آنها، كاظم است. و از جمله آنها صابر، صالح و امين مىباشد. و اما مناقب آن حضرت فراوان است و اگر هيچ يك از آنها نبود جز عنايت پروردگار به وى، همين يك منقبت او را بس بود.
شيخ مفيد- رحمه الله- مىگويد: ابو الحسن موسى عليه السّلام عابدترين و فقيهترين اهل زمانش بود و از همگان بخشندهتر و بزرگوارتر بود. نقل شده است كه آن حضرت نافلههاى شب را تا نماز صبح ادامه مىداد، سپس تعقيبات نماز را تا طلوع آفتاب به جا
«٣٠١» الخرائج و الجرائح ص ٢٠٠.
«٣٠٢» مطالب السؤول ، ص ٨٣.