راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٢ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
يقينش از همه كس بيشتر و عملش بهتر و به امور آشناتر بود.
در آغاز هنگامى كه مردم پراكنده شدند و در پايان وقتى كه به سستى گراييدند او دين را سرپرستى بزرگ، و نسبت به مؤمنان پدر مهربان بود. آن وقتى كه تحت كفالتش درآمدند، سنگينىها را از دوش ناتوانان برداشت و آنچه را كه از بين برده بودند، نگهدارى كرد و آنچه را كه مورد سهل انگارى قرار داده بودند، رعايت كرد، در وقت اجتماع آنان آماده، و در هنگام جمع بودن ايشان، حاضر و در وقت ترس و بىتابى ايشان، پيروز و بردبار بود.
وى براى كافران عذابى ريزان و براى مؤمنان باران رحمت و خرّمى و نشاط بود، برهانش خلل ناپذير و دلش از تيرگى و بصيرتش از سستى و وجودش از ترس و ذلّت بركنار بود.
همچون كوهى استوار بود كه طوفانها او را از جا نجنباندند و تند بادها او را جا به جا نكردند. و چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: با وجود ضعف بدنى در اجراى فرمان خدا نيرومند بود، در ذات خود فروتن و در نزد خدا با عظمت و در روى زمين بزرگ و در نزد مؤمنان ارجمند بود. كسى پشت سر او بدگويى نمىكرد و هيچ گويندهاى درباره او طعن و ملامتى نداشت، نه كسى از او اميد سوء استفاده داشت و نه در اجراى حدّ الهى نسبت به كسى كوتاهى مىكرد. ناتوان ذليل، در نزد او تواناى عزيز بود تا اين كه حق او را مىگرفت و تواناى با عزّت در نزد او ناتوان ذليل بود تا اين كه حق را از او مىگرفت و نزديك و دور (خويش و بيگانه) از اين بابت در نظر او برابر بودند. شأن و موقعيّت آن حضرت، درستى، راستى و مدارا بود و سخنش استوار و قاطع، امرش بردبارى و دورانديشى و رأيش دانش و اراده بود. دين به وسيله او راست و دشوار به وسيله او آسان و آتشها وسيله او خاموش گشت. ايمان توسّط او نيرو گرفت و اسلام و مردم با ايمان، پا بر جا شدند. آن حضرت براى مؤمنان پناهگاه و سنگر و بر كافران، شدّت و خشم بود.«٤٣»
در كتاب كشف الغمّه آمده است«٤٤» كه معاويه به ضرار بن ضمره گفت: على عليه السّلام را
«٤٣» از اول فصل تا اين جا كه به كتاب كافى ، ص ٤٥٤ تا ٤٥٦ مراجعه كنيد.
«٤٤» كشف الغمه ، ص ٢٣. اين داستان را اكثر مورخان و محدثان مانند صدوق و مسعودى و ديگران نقل كرده اند.