راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٤ - كتاب اخلاق امامان و آداب شيعه
آراسته است كه هيچ يك از بندگان را به چنان زينتى نياراسته كه محبوبتر از زينت تو در نزد او باشد. تو را نسبت به دنيا پرهيزگار قرار داده و آن را مبغوض تو گردانيده و مستمندان را دوستدار تو ساخته است، در نتيجه تو آنان را به عنوان پيروان خود و آنان تو را به عنوان امام خود پسنديدهاند. يا على! خوشا به حال كسى كه تو را دوست بدارد و تصديق كند. و واى بر كسى كه تو را دشمن بدارد و تكذيب كند اما كسانى كه تو را دوست بدارند و تصديق كنند، برادران دينى تو و انبازان تو در بهشت هستند و اما كسانى كه تو را دشمن بدارند و تكذيب كنند، بر خداى تعالى لازم است كه آنان را در روز قيامت در جايگاه دروغگويان جا دهد.»«٤٦»
و از آن جمله از عبد الله بن ابى الهذيل«٤٧» نقل كرده است كه گفت: بر تن على عليه السّلام پيراهن بى ارزشى را ديدم كه هر گاه مىكشيد به ناخنش مىرسيد و چون رها مىكرد در نيمه ساقش قرار مىگرفت.«٤٨»
و از آن جمله، عمر بن عبد العزيز مىگويد: در اين امّت، بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را پارساتر از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام نمىشناسيم.«٤٩»
از جمله از سويد بن غفله نقل كرده، مىگويد: بر علىّ بن ابى طالب عليه السّلام در دار الخلافه وارد شدم، ديدم نشسته و جلوش كاسهاى است كه مقدارى ماست بسيار ترشيده دارد. از شدّت ترشى بوى آن را حس كردم و در دست آن حضرت گرده نانى بود كه سبوس جو در روى آن ديده مىشد و او گاهى با دستش نان را مىشكست و هر گاه سخت بود با زانويش نان را مىشكست و ميان كاسه مىانداخت، به من فرمود: نزديك بيا و از اين غذاى ما بخور! عرض كردم: من روزه دارم، فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود:
«هر كس را روزهدارىاش از خوردن غذايى كه اشتها برانگيزد، مانع شود، بر خداوند لازم است كه او را از خوراك بهشت بخوراند و از نوشيدنى آن بنوشاند»، مىگويد: به كنيز آن حضرت كه در نزديكيش ايستاده بود، گفتم: واى بر تو اى فضّه؟ آيا درباره اين
«٤٦» مناقب ، موفّق بن احمد خوارزمى ص ٦٩ و كشف الغمه ، ص ٤٧ و آن را جزرى در اسدالغابه ج ٤، ص ٢٢ و طبرى در ذخائر العقبى ص ١٠٠ نقل كرده و مى گويد: ابوالخير حاكم نيز نقل كرده است .
«٤٧» ابوالمغيره ، عبداللّه بن ابى الهذيل كوفى مردى ثقه از راويان طبقه دوم است ، وى زمان حكومت خالد قسرى در عراق از دنيا رفته .
«٤٨» مناقب ، ص ٤٧ و در مناقب خوارزمى ص ٧٠.
«٤٩» مناقب ، ص ٤٧ و در مناقب خوارزمى ص ٧٠.