راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٠
بود كه حدود سه سال سن داشت و صورتش مانند ماه شب چهارده مىدرخشيد. فرمود:
احمد بن اسحاق! اگر حرمت تو پيش خدا و حجّتهاى الهى نبود، هر آينه اين پسرم را به تو نشان نمىدادم. وى همنام و هم كنيه رسول خدا صلى الله عليه و آله است او زمين را پر از عدل و داد مىكند، همان طور كه پر از ظلم و جور شده است. اى احمد بن اسحاق، مثل او در ميان امّت همانند خضر و مثل ذو القرنين است. به خدا سوگند او چنان غيبتى خواهد داشت كه كسى از هلاكت خلاص نخواهد شد مگر آن كه خداوند وى را بر اعتقاد به امامت فرزندم ثابت بدارد و توفيق دعا براى تعجيل فرجش را به او مرحمت كند. احمد بن اسحاق مىگويد: عرض كردم: مولاى من آيا نشانهاى در او هست، تا اطمينان قلب پيدا كنم؟
پس آن كودك به زبان عربى فصيح سخن گفت و فرمود: منم بقيّة الله در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان خداوند، اى احمد بن اسحاق با وجود ديدن حقيقت در جست و جوى نشانه نباش. احمد مىگويد: شادمان و خوشحال بيرون شدم. فرداى آن روز دوباره برگشتم و عرض كردم: يابن رسول الله با منّتى كه بر من نهاديد، مرا بسيار خشنود كرديد، بفرماييد آن سنّتى كه از خضر و ذى القرنين در او جارى است چه سنّتى است؟ فرمود:
پسر اسحاق، آن سنّت طول غيبت است. گفتم: يابن رسول الله آيا غيبت آن حضرت طولانى مىشود؟ فرمود: آرى به خدا سوگند، تا اين كه بيشتر معتقدان به امر امامت از عقيدهشان برگردند و جز كسانى كه خداوند از ايشان عهد و پيمان بر ولايت ما گرفته و ايمان را در قلبشان استوار كرده و به وسيله روحى از جانب خود تأييدشان فرموده است، كس ديگرى بر اين عقيده نماند. اى احمد بن اسحاق اين امرى است از جانب خدا و رازى از رازها و غيبى از غيبهاى الهى است، آنچه گفتم حفظ كن و مخفى بدار و از جمله سپاسگزاران باش تا فرداى قيامت با ما در درجه عليّين باشى».«٤٧٣»
فصل
از طريق عامه از انس بن مالك نقل شده كه گفت: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: «ما فرزندان عبد المطّلب: من، حمزه، على، جعفر، حسن، حسين و مهدى سروران اهل بهشتيم».«٤٧٤»
«٤٧٣» اعلام الورى ، ص ٤١٢.
«٤٧٤» اين حديث را ابن ماجه در سنن به شماره ٤٠٨٧ آورده است .