راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٦ - فايده ششم- از فوايد معاشرت، تواضع است
حسن بن على عليه السّلام بر مستمندانى كه سر راه نشسته بودند و گرده نانى جلوشان بود گذر مىكرد، عرض كردند: يابن رسول الله! بفرماييد صبحانه آن حضرت كنار راه فرود آمد، با آنها هم خوراك شد و گفت: «همانا خداوند مستكبران را دوست نمىدارد.»«٣٥»
دوّم، كسى كه خود را به جلب رضاى مردم مشغول داشته. در انديشه خوشبين بودن ايشان نسبت به خود بسر مىبرد فريب خورده است، زيرا اگر بخوبى درك كند، مىفهمد كه مردم به هيچ وجه او را از خدا بىنياز نمىكنند. سود و زيان او به دست خداست، پس جز خداى عزّ و جل كسى نيست كه سود و زيان برساند و همانا هر كه طالب رضا و دوستى مردم در برابر غضب خدا باشد، خداوند و همچنين مردم بر او خشم گيرند. و چه بسا رضاى مردم نهايتا دست يافتن نيست. پس سزاوارتر آن است كه رضاى خدا را بجوييم. از اين رو گفتهاند: براى سالم ماندن از دست مردم هيچ راهى نيست. بنابر اين، ببين چه چيز باعث اصلاح تو است همان را انجام ده و در شعرى چنين آمده است:
من راقب النّاس مات غمّا *** و فاز بالرّاحة الجسور«٣٦»
سهل به يكى از يارانش نگاهى كرد و گفت: چنين و چنان كن، او جواب داد: استاد! من به خاطر مردم نمىتوانم چنين كنم. سهل رو به اصحابش كرد و گفت: هيچ بندهاى به حقيقت اين امر نمىرسد، مگر اين كه دو صفت را دارا باشد: بندهاى كه مردم از چشم او بيفتند، پس در دنيا جز آفريدگار خود را نمىبيند و مىداند كه هيچ كس نمىتواند ضرر و نفعى به او برساند و بندهاى كه خودش هم از چشم دلش بيفتد به طورى كه اهميّت ندهد به چه حالى او را مىبينند.
يكى از بزرگان گويد: هيچ كسى در عالم نيست مگر اين كه دوستى دارد و دشمنى پس اگر چنين است با اهل طاعت باش.
حضرت موسى- كه بر پيامبر ما و خاندانش و بر او درود باد- عرض كرد: پروردگارا! زبان مردمان را از من بازدار! خطاب رسيد: اى موسى! اين چيزى است كه من براى خودم انجام ندادهام پس چگونه براى تو انجام دهم.
«٣٥» كتاب الفنون از احمد بن مؤ دب و نزهة الابصار از ابن مهدى » به طورى كه در مناقب ابن شهر آشوب ، ج ٤، ص ٢٣ آمده است .
«٣٦» هركه با مردم رقابت كند. از غم و اندوه بميرد، ولى شخص پر جراءت از آسايش و راحتى برخوردار است .