راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٢ - معجزات و شواهد صدق آن حضرت
عليه- به نام «پيامبر امى» بمقدار كفايت آمده و در دسترس نسل جوان است، بر آن شديم تا آنچه را كه در تفسير نمونه، ج ٦/ ذيل آيه ١٥٧ سوره اعراف آمده است جهت توضيح مطلب عينا نقل، و به همين مقدار بسنده كنيم:
چگونه پيامبر امّى بود؟
درباره مفهوم امّى، سه احتمال معروف وجود دارد نخست اين كه به معنى درس نخوانده است، دوم اينكه به معنى كسى است كه در سرزمين مكّه تولد يافته و از مكه برخاسته است. سوم به معنى كسى است كه از ميان امت و توده مردم قيام كرده است. ولى معروفتر از همه تفسير اوّل است كه با موارد استعمال اين كلمه نيز سازگارتر مىباشد، و همان گونه كه گفتيم ممكن است هر سه معنى با هم مراد باشد.
در اينكه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به مكتب نرفت و خط ننوشت، در ميان مورّخان بحثى نيست و قرآن نيز صريحا در آيه ٤٨ سوره عنكبوت درباره وضع پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از بعثت مىگويد: و ما كنت تتلو من قبله من كتاب و لا تخطّه بيمينك اذا لارتاب المبطلون: پيش از اين نه كتابى مىخواندى و نه با دست خود چيزى مىنوشتى تا موجب ترديد دشمنانى كه مىخواهند سخنان تو را ابطال كنند، گردد.
اصولا در محيط حجاز به اندازهاى باسواد كم بود كه افراد باسواد كاملا معروف و شناخته شده بودند، در مكه كه مركز حجاز محسوب مىشد تعداد كسانى كه از مردان مىتوانستند بخوانند و بنويسند از ١٧ نفر تجاوز نمىكرد و از زنان تنها يك زن بود كه سواد خواندن و نوشتن داشت (فتوح البلدان بلاذرى مصر ص ٤٥٩).
مسلّما در چنين محيطى اگر پيامبر صلى الله عليه و آله نزد معلّمى خواندن و نوشتن را آموخته بود كاملا معروف و مشهور مىشد. و به فرض اينكه نبوّتش را نپذيريم او چگونه مىتوانست با صراحت در كتاب خويش اين موضوع را نفى كند؟ آيا مردم به او اعتراض نمىكردند كه درس خواندن تو مسلم است، اين قرينه روشنى بر امّى بودن اوست.
و در هر حال وجود اين صفت در پيامبر صلى الله عليه و آله تأكيدى در زمينه نبوت او بود تا هرگونه احتمالى جز ارتباط با خداوند و جهان ماوراء طبيعت در زمينه دعوت او منتفى گردد.
اين مورد دوران قبل از نبوّت و امّا پس از بعثت نيز در هيچ يك از تواريخ نقل نشده است كه او خواندن و نوشتن را از كسى فراگرفته باشد، بنا بر اين به همان حال امى بودن تا پايان عمر باقى ماند.
ولى اشتباه بزرگى كه بايد در اينجا از آن اجتناب كرد اين است كه درس نخواندن غير از بىسواد بودن است و كسانى كه كلمه «امّى» را به معنى «بىسواد» تفسير مىكنند، گويا توجّه به اين تفاوت ندارند.
هيچ مانعى ندارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به تعليم الهى «خواندن»- يا- «خواندن و نوشتن» را بداند بىآنكه نزد انسانى فرا گرفته باشد، زيرا چنين اطّلاعى بدون ترديد از كمالات انسانى است و مكمّل مقام نبوّت است.
شاهد اين سخن آن است كه در رواياتى كه از امامان اهل بيت عليهم السّلام نقل شده مىخوانيم پيامبر صلى الله عليه و آله مىتوانست بخواند و يا هم توانايى خواندن داشت و هم توانايى نوشتن (تفسير برهان ج ٤/ ٢٣٢ ذيل آيات اوّل