راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩١ - معجزات و شواهد صدق آن حضرت
و آداب نيكو و- به طور مثال، گذشته از علوم ديگر، آگاهى به مصالح فقهى،- تا چه رسد به شناخت خدا، فرشتگان، كتابهاى آسمانى و فرستادگان خدا و ديگر چيزهايى كه از ويژگيهاى نبوّتند، اگر صريح وحى نبود، از كجا براى او ميسّر مىشد؟ و از كجا بشرى از پيش خود به اين همه كمالات مىرسيد؟
مىگويم: اين سخن غزّالى مبنى بر اين كه پيامبر ما امّى بود آنچنان كه ميان عامّه مشهور است، به اين معنى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله خواندن و نوشتن را نمىدانست در حالى كه از اهل بيت عليهم السّلام خلاف آن روايت شده است: در كتاب بصائر الدّرجات از محمّد بن حسن صفّار- خدايش بيامرزد- به اسناد وى از عبد الرحمن بن حجاج نقل شده كه مىگويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: «همانا پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواند و مىنوشت و هر نانوشتهاى را نيز مىخواند».«٢٥٦»
و به اسناد خود از جعفر بن محمّد صوفى نقل كرده، مىگويد: از ابو جعفر محمّد بن على الرّضا عليه السّلام پرسيدم: يابن رسول الله! چرا پيامبر را امّى مىگفتهاند؟ فرمود: مردم چه مىگويند؟ عرض كردم: مردم گمان مىكنند كه پيامبر را از آن جهت امّى گفتهاند كه چيزى ننوشت. فرمود: دروغ گفتهاند، لعنت خدا بر ايشان باد! كجا چنين چيزى ممكن است در حالى كه خداى تبارك و تعالى در كتاب استوارش مىفرمايد: هُوَ الَّذِي بَعَثَ في الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ«٢٥٧»، چگونه ممكن است چيزى را كه خوب نمىدانست به مردم تعليم دهد؟ به خدا سوگند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به هفتاد و دو يا هفتاد و سه زبان مىخواند و مىنوشت و به اين جهت او را امّى گفتهاند[١] كه از مردم مكه- از مراكز بزرگ اجتماع- بوده است و اين همان فرموده خدا
«٢٥٦» بصائر الدرجات ، ص ٦٢.
«٢٥٧» جمعه / ٢: او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت ، تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه كند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد.
[١]- درباره امّى بودن پيامبر صلى الله عليه و آله سخن زياد گفته و نوشته شده و مقالههاى فراوان به رشته تحرير در آمده كه از آن ميان نظر بسيارى از مفسّران و متكلمان و متفكران اسلامى و شيعى با نظريه مرحوم فيض مخالف است و بويژه متأخّران از انديشمندان و محققان ما با ردّ اين دو حديث كه مرحوم فيض و همفكرانش به استناد آن احاديث خواندن و نوشتن پيامبر صلى الله عليه و آله را قطعى دانستهاند، به ردّ اين نظريه پرداختهاند. بنا بر اين شايد بيجا نباشد كه جهت روشن شدن مطلب به بررسى اين دو حديث و نظرات مختلف درباره آنها دست بزنيم امّا چون در كتب مختلف امروز اين بحث مطرح شده و در كتاب مختصر استاد مطهرى- رضوان الله