راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٨ - فصل امّا كرامات امام حسين عليه السّلام
شمهاى از اخلاق، صفات و كرامات امام پنجم ابو جعفر محمّد بن علىّ الباقر عليه السّلام
ابن طلحه گويد:«٢٣١» وى شكافنده و جامع علوم و بر افرازنده بيرق علم و پرچمدار دانش است از پستان علم و دانش شير خورده و مرواريد علم را زينت بخشيده و در كنار هم چيده است او قلبى پاك و رفتارى پاكيزه و روحى توانا و اخلاقى والا داشت، تمام اوقات زندگى خود را در طاعت خدا گذراند و در مقام تقوا استوار و ثابت قدم بود و مقامات بلند قرب الهى«٢٣٢» و پاكيزگى روح در او آشكار بود. بنابر اين فضايل به استقبال او مىآمدند و خوبيها به او مفتخر بودند.
ابن طلحه مىگويد: او سه لقب داشت: باقر العلم، شاكر و هادى، مشهورتر از همه، باقر بود كه به جهت وسعت علمىاش بدان لقب شهرت يافت.
اما مناقب و صفات نيكوى او بسيار است، از جمله:
افلح، غلام امام باقر عليه السّلام مىگويد: به قصد سفر حج در خدمت محمّد بن على عليه السّلام حركت كرديم. همين كه به مسجد الحرام وارد شد و چشمش به خانه خدا افتاد با صداى بلند گريست. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت باد! مردم به شما نگاه مىكنند، خوب است قدرى آرامتر گريه كنيد. فرمود: واى بر تو اى افلح! چرا گريه نكنم، شايد خداوند به لطف و رحمت خويش به من نظر كند و من فرداى قيامت در پيشگاه او رستگار شوم.
افلح مىگويد: سپس طواف كرد و آمد در مقام ابراهيم مشغول نماز شد و به ركوع رفت و چون سر از سجده برداشت ديدم جاى سجدهاش از زيادى اشك چشمانش تر شده است و چنان بود كه هرگاه مىخنديد، مىگفت: خدايا بر من خشم نگير.«٢٣٣»
عبد الله بن عطا مىگويد: هيچ وقت نديدم دانشمندان نزد كسى اينقدر از نظر علمى كوچك باشند كه در نزد امام باقر عليه السّلام بودند، حكم را همچون شاگردى در نزد آن حضرت ديدم.«٢٣٤»
فرزندش جعفر بن محمد از آن حضرت نقل كرده، مىگويد: «پدرم در دل شب به هنگام لابه و زارى، مىگفت: خدايا تو به من امر كردى، فرمانت را نبردم و مرا نهى
«٢٣١» مطالب السؤول ، ص ٨٠.
«٢٣٢» جزرى در نهايه خود مى گويد: در حديث امام باقر (عليه السلام) آمده است : ((از زندگى مادى جز لذتى كه تو را به مرگ نزديك مى سازد چيزى عايد نمى شود.))
«٢٣٣» مطالب السؤول ، ص ٨٠.
«٢٣٤» مطالب السؤول ، ص ٨٠.