راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٢ - باب دوم در آداب مسافر از اوّل حركت تا بازگشت و آن يازده چيز است
و عافيتك و وفّقنى لطاعتك و عبادتك حتى ترضى و بعد الرّضا.»«٣٦»
از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود: «اگر چيزى بر تقدير الهى پيشى مىگرفت، هر آينه مىگفتم كه تلاوت كننده إنّا انزلناه به هنگامى كه سفر مىرود يا از منزلش بيرون مىشود، ان شاء الله تعالى بزودى برمىگردد.»
در كتاب من لا يحضره الفقيه از امام كاظم عليه السّلام است كه فرمود: «هر كس به تنهايى عازم سفرى شد بايد بگويد: ما شاء الله لا حول و لا قوة الّا بالله اللّهمّ آنس وحشتى و اعنّى على وحدتى و ادّغيبتى.»«٣٧»
از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفر به هنگام پايين آمدن سبحان الله مىگفت و به هنگام بالا رفتن، الله اكبر.»«٣٨»
از امام باقر عليه السّلام يا امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «هر گاه در مسافرتى بودى، بگو: اللهمّ اجعل مسيرى عبرا و صمتى تفكّرا و كلامى ذكرا. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به خدايى كه جان من به قدرت اوست، كسى كه لا اله الا الله و الله اكبر در جاى بلند نگويد، مگر به سبب تهليل و تكبير او، هر چه پشت سر اوست لا اله الا الله مىگويد و آنچه پيش روى اوست الله اكبر، تا اين كه به سطح خاك برسد.»«٣٩»
در كتاب مكارم آمده است: «هر گاه به پلى رسيدى، موقعى كه مىخواهى پا روى آن بگذارى، بگو: بسم الله اللّهم ادحرعنّى الشّيطان الرّجيم».«٤٠»
و در وقت سوار شدن به كشتى بگو: بسم الله الملك الرّحمن و ما قدرو الله حق قدره ... بسم الله مجريها و مرسيها انّ ربّى لغفور رحيم.«٤١»
غزّالى گويد: ششم (از آداب سفر) آن است كه مسافر از هر منزلى صبح زود حركت كند. جابر نقل كرده است: «پيامبر صلى الله عليه و آله روز پنجشنبه وقتى كه عازم تبوك بود، صبح زود به راه افتاد و فرمود: «اللهم بارك لّامتى فى بكورها.»«٤٢»
مستحب است كه آغاز رفتن به مسافرت روز پنجشنبه باشد. نقل شده است كه
«٣٦» المكارم ، ص ٢٨٤، تمام اين اخبار در كتاب محاسن باب السفر، ص ٣٥٠، با سند آمده است .
«٣٧» من لا يحضره الفقيه ، باب ذكر اللّه عز و جل و الدعاء فى المسير، ص ٢٢٤.
«٣٨» من لا يحضره الفقيه ، باب ذكر اللّه عز و جل و الدعاء فى المسير، ص ٢٢٤.
«٣٩» من لا يحضره الفقيه ، باب ذكر اللّه عز و جل و الدعاء فى المسير، ص ٢٢٤.
«٤٠» من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٩.
«٤١» من لا يحضره الفقيه ، ص ٢٢٩.
«٤٢» اين حديث را خرائطى » به طورى كه در كتاب المغنى آمده » از جابر نقل كرده و دارمى در ج ٢، ص ٢١٤ و تمام صاحبان سنن از حديث صخر غامدى روايت كرده اند.