راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٩
از امام كاظم عليه السّلام نقل است كه فرمود: «بسيارى اوقات از پدرم مىشنيدم كه مىگفت از شيعيان ما نيست كسى كه زنان پردهنشين در پس پرده خويش از ورع او سخن نگويند و از دوستان ما نيست كسى كه در شهرى باشد و ده هزار تن در آن شهر باشند و خداوند پارساتر از او در ميان ايشان خلق كرده باشد».«٢٨»
امام صادق عليه السّلام فرمود: «به طول ركوع و سجود يك مرد نگاه نكنيد زيرا اين براى او عادتى است كه اگر آن را ترك كند، نگران مىشود، بلكه به راستى در گفتار و اداى امانتش نگاه كنيد».«٢٩»
از ابو كهمس نقل شده است كه گفت: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم «عبد الله بن ابى يعفور به شما سلام مىرساند فرمود: بر تو و بر او سلام باد، چون به نزد عبد الله رفتى سلام برسان و به او بگو: جعفر بن محمّد به تو مىگويد: ببين حضرت على عليه السّلام در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله به چه وسيله به مقامى رسيد، تو هم ملازم آن باش! براستى كه على عليه السّلام در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله به راستگويى و اداى امانت به آن مقام رسيد»«٣٠» به جز كتاب كافى [در ديگر كتابهاى حديث] از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «شيعيان سه دستهاند: يك دسته به وسيله ما خود را مىآرايند، دستهاى به نام ما نان مىخورند و گروهى از ما هستند و به سوى ما متوجّهند، به ايمنى ما ايمنند و به ترس و بيم ما بيمناكند، آنان بذرى كه همه جا افشانده باشد، نيستند. نه در شمار تند خويان هستند و نه در سلك رياكاران، اگر غايب شوند از دلها نروند و اگر حاضر باشند، كسى به ايشان وقعى ننهد، آنان چراغهاى هدايتند».«٣١»
از ابو اسامه نقل است كه مىگويد: به قصد خداحافظى خدمت امام صادق رفتم.
فرمود: اى زيد! شما چه كار داريد با مردم كه آنها را بر من مىشورانيد به خدا سوگند كه من كسى را جز عبد الله بن ابى يعفور- خدايش بيامرزد- سراغ ندارم كه از من فرمان ببرد
«٢٨» كافى ، ج ٢، ص ٧٩.
«٢٩» كافى ، ج ٢، ص ١٠٥.
«٣٠» كافى ، ج ٢، ص ١٠٤.
«٣١» با اين عبارت اين حديث را جايى نديدم ، نظير آغاز حديث را صدوق در ابواب ثلاثة خصال ، » به طورى كه در بحار، ج ١٥ ص ١٥٠ آمده » و ذيل آن را نوه دخترى شيخ طبرسى در مشكاة الا نوار روايت كرده است .